سفارش تبلیغ
جنبش وبلاگی دفاع از مقدسات
مرتضی زارعی - روبه آسمان
از لغزش جوانمردان در گذرید که کسى از آنان نلغزید ، جز که دست خدایش برفرازید . [نهج البلاغه]
 
   1   2   3   4   5   >>   >

پنج شنبه 28 اردیبهشت 91 , ساعت 12:59 صبح

دولت دهم که با جنجال وشانتاژآفرینی پدید امده است برای ادامه حیات نیز همواره محتاج جارو جنجال است که به قول حکماء علت محدثه علت مبقیه شی نیز هست هر پدیده ای با آن چه که به وجود می آید دوام وقرار می یابد  ونشانه ها وعلامات جنجال طلبی دولت بسیار است که روشن ترین آن در پافشاری در نصب وابقای افراد مساله دار در پست های حساس است که مورد آخر آن انتصاب مرتضوی به ریاست تامین اجتماعی است  در کنار اصل وابستگی بقای دولت به جنجال آفرینی علت مهم دیگر در جنجال افرینی بازگشت به سیاست زیرکانه دولت در پوشاندن خطاها وبحران های مدیریتی خود است در زمانی که کشور دچار گرانی افسار گسیخته است در موقعیتی که کارگاه ها وکارخانه ها ومراکز تولید دچار رکود شدید شد ه اند در وضعیتی که هر چند روز فساد مالی جدیدی کشف وافشاء می شود ودهها معضل دیگر که ناشی از بی تدبیری وبی برنامگی وفرصت سوزی مدیریت انحصار طلب دولت فعلی است از جمله ترفند هایی که می تواند قدری ذهن مردم ومسئولان دیگر را از موضوعات مهم منحرف سازد همین ایجاد جنجال وبحران های کاذب است دولت می خواهد جنگ زرگری درباره فلان شخص وبهمان پست را ه بیاندازد تا مسائل دیگر فراموش شود ولی براستی امکان دارد ؟می شود گرانی وبیکاری وفساد را با لطایف الحیل پوشاند ؟


اما دراین میان نکته قابل توجه دیگری که دیده می شود ورود عجولانه وساده انگارانه برخی در بازی دولت است از جمله جناب حداد عادل که به نظر خود می خواست با ریش سفیدی مساله ریاست تامین اجتماعی را حل کند وبا نقل قول شرفی مجلس را از استیضاح بازداشت ولی مدعیان شرافت زیر قول خود زدند وبه ریش مجلسیان خندیدند واین رخداد  برای کسی که به عنوان کاندیدای ریاست مجلس مطرح است اصلا اتفاق جالبی نبود چرا که در ابتدای کار کیاست وسیاست ورزی ایشان را زیر سئوال برد وهشداری جدی برای نمایندگان بود تا بدانند وقتی طرف حساب های مجلس افراد سیاست بازی  هستند که چنین رندی هایی می کنددر مقابل مجلس محتاج مدیران اهل سیاست وکاردان است و سپردن کار مهم ریاست مجلس به افراد نا پخته وساد ه نظر در سیاست چه کار اشتباهی خواهد بود


سه شنبه 12 اردیبهشت 91 , ساعت 4:14 عصر

                                                                                   


چند روز پیش دانشجویی از من پرسید به نظر شما اگر استاد مطهری امروز زند ه بود با او چه معامله ای می کردند ؟آیا اورا منزوی نمی کردند ؟ آیا اجاز ه سخن گفتن به او می دادند؟  دیدم سئوال هوشمندانه ای دارد ودیدم حس سال های اخیر بند ه نیز همین است که خوب است امثال مطهری الان نیستند والا جریان هتاک قدرتمند امروز خدا می داند با آن شخصیت بزرگ چه می کرد ؟مطهری آن چنان که نوشته ها وکتاب هایش گواهی می دهد اهل حریت واستقلال فکری بود اهل اخلاق وپایبندی به روشهای اخلاقی بود او مخالف عوام پروری وعوام زدگی بود  ببینید در کتاب ده گفتارکه دراین باره شجاعانه چه سخنان سترگی زده است وقطعا در زمانه ای که عوامفریبان و عوام پروران قدرت گرفته اند اگر مطهری بود در مقابلشان با قلم وبیان واندیشه می ایستاد وآنگاه معلوم نبود پرده دران وهتاکان بی اخلاق چه بر سر آن شخصیت عزیز می آورند  مطهری روش را مقدم بر هدف می دانست ورفتن از راه غیر اخلاقی برای رسیدن به هدف به ظاهر مقدس را جایز نمی شمرد او معتقد به اخلاق تحت هر شرایطی بود ود ر جو اخلاق سوز امروز  او قطعا تاب تحمل قدرتمندان فاقد اخلاق را نداشت ودر برابرشان می ایستاد و هتاکان مدعی نیز قطعا بی محابا شخصیت اورا نشان می گرفتند  نمونه کوچک ان را درباره همرزم وهمسنگر ش هاشمی مگر به کار نبستند بنابراین گرچه شهادت مطهری خسارت بزرگی برای جامعه علمی فرهنگی شد اما علاوه بر سعادت اخروی خیر دنیوی برای ان بزرگوار داشت که از گزند تهمت وتکفیر وهتاکی جریانات به ظاهر دینی وانقلابی  در امان ماند پس باید گفت خوش به سعادتت استاد که زود شهید شد ی


چهارشنبه 6 اردیبهشت 91 , ساعت 4:19 عصر

 


                                                                                 


فاطمه ابتدا گوشه ای از حکمت الهی وعلم لدنی خود را در تفسیر قرآن واحکام اسلام را به مردم می نمایاند تا بدانند که فاطمه نه از موضع تعصب همسری بلکه به عنوان عالم به سنت وحکم الهی از علی وفدک دفاع می کند


(ای مردم مسلمان؛ خداوند تبارک و تعالی ایمان را موجب پاکی شما از شرک قرار داد و نماز را برای دوری از تکبر ،و زکات را باعث طهارت روح و فزونی در روزی ،و روزه را برای پایداری اخلاص ،و حج را موجب استواری دین ،و عدل را برای تقویت دلها، و پیروی از ما اهل بیت را موجب نظم ملتها، و پیشوائی ما را برای امان از تفرقه ،و جهاد را موجب عزت اسلام، متین کرد .


و چنین مقدر فرمود که صبر موجب استحقاق پاداش ،و امر به معروف مصلحت اندیشی برای همگان ،و نیکی به پدر و مادر سپری از خشم پروردگار، و صله رحم موجب زیاد شدن عمر،و قصاص موجب جلوگیری از خونریزی‏ها گردد ،و وفای به نذر سبب بخشش باشد ،و و کامل کردن ترازوها موجب عدم زیان ،و نهی از آشامیدن شراب برای پاکی از پلیدی، و دوری از تهمت ناروای جنسی پرده‏ای برای جلوگیری از لعن، و ترک دزدی موجب حفظ عفت جامعه شود.


و خداوند شرک را حرام فرمود تا در ربوبیت او اخلاص باشد؛« فاتقوالله حق تقاته» پس آنگونه که شایسته است تقوای الهی را پیشه خود کنید و جز در حال مسلمانی از دنیا نروید و در اوامر و نواهی الهی اطاعت کنید زیرا فقط بندگان عالم از خداوند خوف دارند)
فاطمه آنگاه به افشاگری وبیان حقا یق می پردازد وحجت بالغه خداوند می شود درجدا کردن حق از باطل ونمایاندن فریب شیطان وابلیس ومصباح هدایتی میشود که درشب ظلمانی فتنه وفریب برای همه زمان ها وجان ها تا در پیچ دشوار تاریخ راه مستقیم را گم نکنندواگر پیامبر نیست تا از ضلالت امت جلوگیری کند اما دخت بهشتی او هست تا راه بهشت را از جهنم برای انسان آشکار سازد ولذا خطبه فدک نه فقط برای مهاجر وانصار که برای همیشه تاریخ است در تمییز حق از باطل اگر فریاد فاطمه نبود شناخت فتنه از حقیقت دروغ از صداقت برای همیشه دشوار می شد واین که این همه فاطمه ارزش وارج ومقام در نزد پیامبر وخداوند می یابد از همین روست که در زمانه قحطی مروت ووفاوصداقت وتنها شدن امام وپشت کردت امت یک تنه امت علی می شود وابراهیم وار بربت وبت پرستان به ظاهر مسلمان می خروشد وبه جان آتش نمرود زمان را می خرد

(پس هنگامی که خداوند برای پیامبرش، خانه پیامبران و جایگاه برگزیده برگزیدگانش را انتخاب کرد در بین شما کینه و نفاق آشکار و جامه دین فرسوده گشت، افراد گمراه خموش به نطق آمدند و فرومایگان پست به صحنه درآمده، سرکردگان تبهکار نعره کشیدند و در میدانها جولان دادند.


شیطان سرش را از گریبان برآورد و شما را به سوی خود فرا خواند و شما را اجابت کننده دعوت خود یافت که گول او را خورده‏اید. سپس در آزمایش خود، شما را بی‏وزن و ناچیز دید و چون تحریکتان کرد و به خشم آمدید و بر غیر شتر خود داغ زدید (شتر دیگران را به نام خودتان غصب کردید) و به آبشخور دیگری وارد شدید! بله.


هنوز چیزی از رحلت رسول خدا نگذشته بود و زخم و جراحت فقدان او هنوز به هم نیامده و بهبود نیافته بود، بلکه هنوز جسد رسول خدا دفن نشده بود که شما از ترس اینکه فتنه‏ای به پا شود شتاب کردید و خلافت را ربودید. آگاه باشید که با این عمل در فتنه و آشوب سقوط کرده و جهنم را که بر کافران احاطه دارد برای خود برگزیدید.)


و فریاد فاطمه شاهد پیامبر وشهید علی نشانه همیشگی شاهراه حقیقت می شود ونور زهراءاز ورای ظلمت زمین وزمان قبله حقیقت را به انسان جویای حق نشان می دهد تا در غوغاسالاری مغضوبین وجهالت اندوزی ضالین ،صراط مستقیم محمدی گم نشود واین جاست که فاطمه عینیت صراط مستقیم دین و نماز وبندگی  خدا می شود


(ای وای از گروه اوس و خزرج! آیا میراث مرا ببلعند در حالی که شما را می‏بینم و صدای شما را می‏شنوم و شما با هم جمع و پیوسته‏اید؟! این درخواست من است که شما را فرا گرفته و این خبردادن من است که شما را شامل شده (و من از شما یاری می‏طلبم.)


شما دارای افراد زیاد و قدرت فراوانی هستید و سلاح جنگی و تجهیزات در دست شماست! درخواست من به شما می‏رسد ولی جواب نمی‏دهید و فریاد من به گوشتان می‏رسد ولی به فریادم نمی‏رسید؛ در حالیکه شما به استقبال دشمن در جنگ‏ها معروفید و شما را به خیر و صلاح می‏شناسند.


شما برگزیدگان و منتخب جامعه‏اید، با اعراب جنگیده‏اید و رنج و تعب بسیاری متحمل شده‏اید.
شما با گروه‏های زیادی درگیر شده‏اید و بدون هیچ ضعفی، شجاعان را دفع کرده‏اید. ما فرار نکردیم و شما هم فرار نکردید. هر چه را که ما امر کردیم پذیرفتید تا به دست ما اهل بیت، سنگ آسیای اسلام به چرخش درآمد و نتایج و بهره‏هایش زیاد شد.


بینی شرک به خاک مالید و طغیان تهمت‏ها فرو نشست و آتش کفر به خاموشی گرایید؛ آشوب فتنه‏ها آرام و نظام دین منسجم گردید. پس شما چرا بعد از روشنی راه بیراهه رفتید و چرا حق را پنهان کردید، بعد از اینکه اٌشکار شده بود و چرا عقب ‏گرد کردید و بعد از ایمان مشرک شدید.


آیا شما با مردمی که پیمان خود را شکسته و برای بیرون کردن پیامبر تصمیم گرفته‏اند، نمی‏جنگید با آنکه آنها اول جنگ را شروع کرده‏اند؟ آیا از آنان می‏ترسید در حالی که خداوند سزاوارتر است که از او بترسید اگر ایمان آورده باشید؟ (یعنی چرا وقتی این گروه غاصب خلافت، پیمان خود را شکستند و به عهدی که درباره امیرالمومنین (علیه السلام) با رسول خدا داشتند وفا نکردند، شما با آنها نمی‏جنگید و از امیرالمومنین دفاع نمی‏کنید؟)


آگاه باشید من شما را چنین می‏بینم که به رفاه ‏طلبی و زندگی راحت متمایل گشته و آن کس که برای زمامداری سزاوار است دور ساخته و به راحتی و آسایش روی آورده و خود را از ضیق و تنگی نجات داده‏اید.


پس آنچه را که فرا گرفته بودید کنار گذاشته و آنچه آشامیدنش آسان بود، بیرون ریختید. پس اگر شما و تمامی کسانی که در روی زمین زندگی می‏کنند کافر شوند،بدانید که خداوند بی‏نیاز و ستوده است.)


وخشم وبغض فاطمه فرقان حق وباطل برای انسان است تا در پیشگاه الهی عذری برای جهل وفریب وگمراهیش نداشته باشد که اگر پیامبر نبود اگر شاهدان لال وکر گشته بودند اگر علی را دست وزبان بسته بودند اگر شر وشمشیر وشنائت حکم می راند اگر جماعت میل به جهالت یافته بود اگر ترس بود وطمع وحقد وحسد اگر همه این ها بود اما فاطمه هم بود فطرت زنده ومانا  فاطمه هم بود غیرت بی همتای پیامبر وخدا و فاطمه بود شاهد و شهید وحجت خدا


(آگاه باشید آنچه را گفتم با آگاهی نسبت به شما است که شما انگیزه یاری ندارید و نیرنگ و فریب، دلهایتان را فرا گرفته است؛ ولیکن این سخنان خروشی بود که از جان برآمد و آهی بود که از خشم برخاست، کاسه صبر لبریز، و عقده‏های سینه باز و حجت بر شما تمام شد. پس این شما و این شتر خلافت! لجامش را محکم بگیرید و بتازید. اما بدانید پشتش زخمی و پایش لنگ و عار و ننگش همیشگی است. نشان خشم الهی بر آن خورده و عیبش ابدی است.


خلافتی که به آتش برافروخته الهی پیوسته، آتشی که بر دلها احاطه کند؛ در حالی که کلیه اعمال شما در پیش چشم پروردگار است و به زودی ستمگران خواهند دانست که در چه جایگاهی رجوع می‏کنند. من دختر پیامبر شمایم که شما را از عذاب سخت آینده بیم داد. پس هر چه می‏خواهید بکنید. ما هم کار خودمان را می‏کنیم و منتظر باشید که ما هم منتظریم)


جمعه 18 فروردین 91 , ساعت 4:16 صبح


شهید آوینی از نسل روشنفکر روشن ضمیری بود که در پرتو انقلاب وانفاس قدسی حضرت امام تولدی دیگر یافت او آن چنان که خود نوشته است زمانی همه نوشته هایش را که به قول خود حدیث نفس بود آتش می زند واز نو شروع می کند واین بار خالص وخاضع واز سر درد ودین می نویسد وچه آثار زیبا وجاودان از خود به جای می گذارد


آوینی به قول خود از یک راه طی شده واز مسیری دور ودراز عبور کرد ه است هم محافل دانشگاهی وروشنفکری را تجربه کرده هم با هنر آشنا است هم با فلسفه واندیشه ولی در مواجه با امام وانقلاب گویی گمشده دیرین خود را می یابد وبا ایمان آگاهانه به امام همه وجودش را در خدمت آرمان کسی قرار می دهد که در نوشته هایش از اوبه حضرت روح الله تعبیر می کرد  


حضرت روح الله چنان نفسی در دل این شوریده می دمد که همه القاب واطوار وادا وادعاهای مرسوم محیط های علمی وروشنفکری را کنار می زند ومثل یک سرباز وبلکه یک بسیجی زمان امام بی ادعا وگمنام وخالص والبته فکور وآگاه با قلم ودوربینش به تدوین وتحلیل درست و دقیق و عارفانه جنگ و مردان جبهه می پردازد دیگر کسی اورا با عنوان مهندس  وامثال آن نمی شناسد او حاج مرتضی است مثل حاج همت وحاج احمد ودیگر دلاوران ونام آوران عصر خمینی کبیر


آوینی اما بعد از جنگ مثل بسیاری از همرزمانش وضعیت سختتری می یابد هم از سوی محافل روشنفکری تحت فشار تبلیغی است وهم از سوی جبهه به ظاهر خودی والبته این دومی تلختر وسختتر است کیهان همیشه مدعی اورا به دور شدن ازخدا متهم می کند چرا که او از هیچکاک فیلمساز  تمجید کرد ه است  همان کیهانی که امروز در غیابش داعیه دار شد ه است


امروز بسیاری  آوینی را  به نفع خود می خواهند مصادره کنند همانان که در حیاتش اورا آزردند و لی نسل نو باید بداند مهم ترین تفاوت امثال آوینی با مدعیان امروز در انتخاب روش بود آوینی روشنفکر انقلابی ومکتبی بود که ملتزم به اخلاق وروش انسانی بود وبه صراحت در مجله سوره نوشت که گرچه با برخی افکار  روشنفکری وغیر آن مخالف است اما روش او  در برخورد با اندیشه های مخالف متفاوت است وهرگز از راه هتاکان وپرده دران وبی اخلاقان عرصه مطبوعات وغیره ولو به نام انقلابی وارزشی نمی رود


و شهادت آوینی که سالها در حسرتش بود برکات دیگر را باعث شد ازجمله همین ظهور کاروان راهیان نور بود چرا که آوینی در ایام تعطیلات  نوروز به  جای کیش وشمال وخارج به فکه رفته بود


وهمان جا نیز بالاخره به آرزوی دیرین ویاران شیرینش رسید وهمان تذکار وتذکر وفتح باب برای اهل دل شد که در ایام غفلت به سرزمینی سفر کنند که آوینی  برای دیدار یا بهشتیان به آنجا رفته بود


 


سه شنبه 8 فروردین 91 , ساعت 11:46 عصر

1-نوروز است وایام مسافرت وتعطیلات وسیر وصفا خصوصا برای کسانی که با هواپیما آن هم به خارج سفر می کنند لباس شاهانه می پوشند واز شاهان تجلیل می کنند وحرفهای فیلسوفانه می زنند عالم سیاست دنیای عجیبی است وسیاست مداران امروز  چیزی از یازیگران سینما کم ندارند هرروز ودر هر جا به تناسب رنگ و لباس عوض می کنند در روستا ها لباس درویشی می پوشند و ژست ضعیف نوازی می گیرند ودر کنار امرا لباس سلطنتی  به تن کرده واز کوروش پادشاه تمجید می کنند در سیاست مثل سینما لازم نیست عالم باشی وحرف های علمی بزنی بلکه فقط ادای عالمان را باید در آوری وکسی هم نمی پرسد که مدرک ودلیل حرفت چیست فرضا می شود گفت فردوسی اسلام را نجات داد و چرایی  وچگونگی آن هم مهم نیست


البته به جای فردوسی شخصیت های دیگر را هم می توان جایگزین کرد خصوصا کوروش کبیر یا پطروس کبیر یا هر کسی دیگر را مهم حرفهای گنده زدن است درستی وغلطی ربط وبی ربطی آن را بی خیال  باید شد سیاست است دیگه


2- نوروز است و اهالی صداوسیما هم مثل بسیاری از مردم به تعطیلات رفته اند وبرای خالی نبودن عریضه  کارگردان همه فصول سیما در شبکه یک با یک فیلمنامه بی مایه وقت آنتن را پر می کند ورقا صان خندان ،بازار شبکه سه را گرم می کنند واین وسط آنچه اهمیت ندارد مخاطب بدبختی است که به مسافرت هم نرفته ودل به تلویزیون خوش کرد ه است


 


 


   1   2   3   4   5   >>   >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ