سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

عید به معنای بازگشت است درفرهنگ اسلامی وشیعی ما سه عید تاسیسی ویک عید امضایی داریم اعیاد تاسیسی عید هایی است که به وسیله کتاب وسنت تاسیس وبنا گذاری شده است که عبارت هستند.

 از عید فطر عید قربان وعید غدیر و یک عید امضایی داریم  عیدی که قبل از اسلام وجودداشته وبه تایید دین رسیده است  که همین عید نوروز است  درهر چهار عید که روز جشن است نوعی بازگشت وجوددارد درعید فطر مومن بعداز یک ماه روزه داری وتوبه وانابه وپاک کردن گناهان به فطرت خدایی خود بازمی گردد.

 و برخوردار از طهارت الهی می شود در عید قربان هم حاجی بعداز اتمام مناسک حج وتطهیر جان به عهد توحید وبندگی خدا باز می گردد وتجدید پیمان با خداوند می کند پیمانی که در ازل خداوند با او بسته که غیر اورا عبادت نکنند.

 ودرعید غدیر بازگشت به اصالت انسانی خود با توجه وعهد با ولی الهی  است درواقع روز انتصاب حضرت امیر به ولایت نوعی ظهور اصل ولایت برای انسان است خداوند بعداز خلقت انسان به او خلافت راعطا کرد انسان کامل را خلیفه خود قرار داد.

 (انی جاعل فی الارض خلیفه ) وروز غدیر اعلان زمینی این خلافت است که محور آن حضرت علی علیه السلام است ودر عید نوروز طبیعت به اصل و آغاز خود باز می گردد ودوباره زنده وجوان وبا طراوت می شود .

انسان هم با تاثیر یافتن از این تحول به تحول درون می اندیشد  درنهج البلاغه از حضرت علی (ع)نقل شده که فرمود روزی که درآن معصیت نشود عید است ودلیل آن روشن است چون گناه آدمی را ازاصل الهی خود دور می کند.

 وگناه نکردن همان بازگشت به اصل پاک خدادادی خود است ،بنابراین عید حقیقی بازگشت اسان به اصل معصومانه خود است ومعنای درست به استقبال عید رفتن یعنی به استقبال پاکی و طهارت اولیه خود رفتن است.

 طبیعت در نوروز از خواب آلودگی رها می شود و اصل بیدارو  زنده وثمر بخش خود را در می یابد انسان هم زمانی عیدش حقیقی است که گامی در رفع آلودگی ها برداشته باشد از آنجا که دردعای تحویل سال بیشتر بر تحویل وانقلاب قلوب  تکیه شده است

(یا مقلب القلوب والابصار یا محول الحول والاخوال حول حالنا الی احسن الحال ) این نکته می رساند که محور پاکی درنوروز بر پاکی قلب استوار است البته از آنجا که درنوروز بیشتر وجه مردمی آن مورد نظر است در واقع بازگشت به رابطه درست با مردم وخالی کردن قلب از کینه وحقد سایر انسان ها بیشتر کطرح است ..

اگر درعید فطر وقربان وغدیر انسان  به پاک کردن درون نسبت به خداوند واولیاء الهی وتجدید میثاق های الهی می پردازد  در نوروز  هم پاکی دل نسبت به سایر انسان ها و بزرگداشت عهدهای اجتماعی متوجه می شود ..

 لذا در نوروز صله رحم می کنیم وبه دیدار دوستان می رویم تا هم رابطه ها را  تازه کنیم و هم کینه های احتمالی را بشوییم وهم عهدهای اجتماعی را مستحکم کنیم وعید نوروزی ، اسلامی است که تازه و با طراوت کردن رابطه ها ودوستی ها وعهدها بین خود وسایر انسان ها بر محور توحید باشد.

 در واقع نوروز و عید اسلامی در پرتو ایمان ماهیت جدید می یابد و عید و عهد بین انسان ها متصل به عهد الهی می شود بنابراین اگر تطهیر قلب از کینه دیگران وصله رحم وتوجه به همنوعان رنگ وصبغه خدایی بگیرد.

 و برای رضای او باشد عید نوروز و اعمال آن هم عبادت وب ندگی خواهد شد واگر خدای ناکرده چنین نباشد وغفلت وتفاخر وامثال آن بر عید ما حاکم باشد حظی از عید حقیقی نبرده ایم و بلکه در خسران گام نهاده ایم پس مراقب و متوجه باشیم که نوروزمان هم انسانی و الهی و به دور گناه  باشد تاعیدی الهی را تجربه کنیم.

سال نو بر همه عزیزان مبارک باد . 

 

 






تاریخ : سه شنبه 91/12/29 | 10:21 عصر | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

باد بهار می وزد  فصل بهار  می رسد

شاخه وساقه ها  به برگ وبار می رسد

عقده  دل  زمین  گشوده می شود

غنچه  ببین چه ناز  شکفته می شود

عشرت وشوق تو مبارک ای زمین

  ولی بگو کی  می رسد فصل بهار دین   ؟

کی  خلعت  طلوع می کند  به تن  ماه نازنین

کی رجعت دوباره می کند نواده روح امین

چرا فصل خزان جان ودل به انتها نمی رسد؟

جان به لب رسید چرا جان جهان زره  نمی رسد ؟

طراوت طبیعتت غبطه  وغصه ام فزود ای  بهار

دعا کن بهجت فطرتم فرارسد با ظهور یار






تاریخ : دوشنبه 91/12/28 | 9:43 عصر | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

ازجمله نکات مهمی که دربحث امربه معروف ونهی از منکر وجوددارد بحث شناخت مصداقی معروف ومنکر است واین که منبع ومرجع مادر شناخت معروف ومنکر چیست ؟این موضوع امروز از آن جهت اهمیت بیشتری می یابد.

 که در زمان حاضر که علوم پیشرفت کرده وعلم واندیشه به نوعی همگانی شده ودامنه دانشمندان وآگاهان از جهتی گسترش یافته است و  هر گروه یا فردی مدعی خیر وصلاح هستند و ازانجا که جامعه مادینی است.

 بسیاری از افرادی که مستقیم وغیر مستقیم درجامعه متولی امرونهی هستند ،می کوشند عمل خودرا درراستای اوامر الهی معرفی کنند  فرضا درسیاست اگر روزنامه نگار یا سیاست مداری دست به افشاگری می زند.

 آن را در راستای امربه معروف و نهی از منکر برمی شمرد و اگر رسانه ای به تخریب چهره ای مشغول است آن را مصداق امربه معروف می داند در عرصه های دیگر چون هنر وفرهنگ هم این گونه است کارگردانی که درروش برخی از معروف هارا زیر پا می گذارد.

 وبا توسل به برخی منکرات مثل بدحجابی وتمسخر وتوهین به نقد یک روش یا فکر وفرد ویا طبقه ای می پردازد نیز مدعی امربه معروف است بنابراین مابرای این که ادعاهارا محک بزنیم وروشن شود که کدام ادعا صادقانه است ؟

باید معیار ومیزانی را درنظر بگیریم تا طبق آن سخن ها را بسنجیم  ،و دراین باب ما به دو مطلب باید توجه کنیم یکی تعیین مصادیق حقیقی معروفات و منکرات دوم روش های امربه معروف ونهی از منکر

درباره مطلب اول از نظر دینی آنچه که می تواند منبع معتبر ومتکای عملی قرار گیرد، مراجعه عالمانه وروشمند به دومنبع اصلی دین یعنی قرآن وسنت است و متکفل این روش عالمان و فقهیان دین شناس هستند

 کاراصلی فقهاء همان شناخت حلال و حرام و معروف و منکر با استفاده از قرآن و سنت واستخراج موضوعات واحکام دینی از کتاب وسنت است بنابراین هر ادعایی درباره معروفها ومنکرها باید با تاید عالمان دینی همراه باشد

و هر کسی نمی تواند طبق نظر خود معروف ومنکر را از نظر دینی معین کند البته توجه به این نکته مهم هم لازم است که دراین میان تعامل منطقی و طرفینی بین عالمان و فرهیختگان دیگر اقشار در تبیین دقیق مصادیق معروف و منکرنیز  باید صورت گیرد.

 ومشورت ها واظهارنظرهای منطقی ومستدل وارائه آن به عالمان واستقبال عالمان وداشتن رابطه علمی وفرهنگی با فرهیختگان دیگر می تواند گره گشا وکمک کننده در شناخت صحیح معروف ومنکر ها باشد.

 درواقع نظرات همه نخبگان فکری وفرهنگی به منزله عقلی است که درمتون دینی به عنوان یک منبع در شناخت احکام به رسمیت شده و همان طور که یک فقیه در استخراج تک تک احکام عقل شخصی خودرا به کارمی گیرد .

می توان این را توسعه داد و عقول دیگرا نیز مشارکت داد و گفتگو و رابطه با نخبگان درواقع راهی برای توجه به عقل ها در استخراج احکام وموضوعات  است و فقها وعالمان بااین روش هم استنباط خودرا غنی واستحکام می بخشند وهم اهل فرهنگ واندیشه احساس می کنند که به خرد آنها توجه شده است ودر عمل پایبندی ها بیشتر خواهد بود .

این بحث را انشاالله ادامه می دهیم






تاریخ : دوشنبه 91/12/28 | 11:43 صبح | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

زینب به معنای زینت پدراست اما زینب کبری را چرا زینت پدر نام نهادند آن هم زینت پدری بی بدیل  چون امیرمومنان( ع)،زینب زینت علی (ع) است وچه مقام ومنزلتی دارد این بانو ! زینت علی بودن کار کوچکی نیست یک دنیا معرفت وعظمت وشکوه وعزت می خواهد.

 زینت مردی که عصاره تقوا وعرفان وایمان است  وزینب زینت پدراست چون که از شریعه زلال شجاعت علی (ع) سیراب گشته  و در صحنه های سخت و مردافکن روزگار نامردی ونامردمی های اموی در کوفه نفرین شده  وشام شوم

شیرزنی است که ترس وتردید واضطراب نمی شناسد ،زینب زینت علی (ع) در شناساندن عاشوراء برای همه نسل ها هم هست ،در چشمان زینب نور ملکوتی علی (ع) می درخشد و  جز زیبایی نمی بیند (ومارایت الا جمیلا ) و عاشقانه ترین وحماسی ترین تفسیررا از صحنه شهادت فرزند علی(ع)  ویاران عزیرش ارائه دهد.

واین زبان امیر بیان  است که در کام این بانوی ادب ومعرفت سخن می گوید آن گاه که خطبه می خواند وکوفه وشام را به لرزنده می اندازد آن گاه که فرعون زمان را خوار و رسوا می کند.

 زینب زینت پدر زینت علی (ع) است ،چرا که همان گونه که اگر علی (ع) نبود نهضت و سنت  پیامبر در تفسیر وتاویل وجعل وتحریف کذب وکذابان از حقیقت وباطن تهی می گشت ،اگر خطبه ها ی زینب نبود خونریزان جلاد زمان یا جامه نفاق وندامت به تن می کردند وخودرادر شهادت سیدالشهداء  مبری از گناه وظلم معرفی می کردند

ویا با سالوسی وسیاست ورزی مکارانه خودرا فاتح بر عده ای شورشی می شمردند اما کلام علی(ع)  یک بار دیگر این بار از زبان زینت پدر زینب کبری جاری شد تا در شبهه افکنی شیادان حق از باطل شناخته شود.ظلم وظالمان رسوا ومفتضح گردند .

 زینب، زینت پدر در آیتی از جامعیت علی (ع) بودن نیز هست او در کربلا تا حسین (ع) زنده است خواهر ی فدایی است وبعد از آقا او  مادر وامیر  ومدیر کاروان پردرد وغصه کربلا  وپرستار کودکان وزنان وسخن گوی صادق وپرصلابت امام شهید است .

و زینب زینت پدراست در شناساندن زن مسلمان وعلوی، زینب زینت علی(ع)  در امتداد تاریخ است تا نشان دهد دختر دست پرورده علی(ع)   و  بانوی دانش آموخته مکتب مولا بودن یعنی چه ؟تا همه ببینند که دختر خانه علی(ع)  اختر آسمان معرفت وحماسه وسیاست وعطوفت است .

وبرای همیشه این ظلم بزرگ را فریاد گر باشد که اگر دسیسه خناسان نبود اگر علی(ع)  خانه نشین نمی شد اگر سرنوشت وتربیت مردم به دست امیر علم وعرفان وحکمت می بود در هر خانه مسلمان دختر وبانویی از جنس زینب تربیت می شد .






تاریخ : شنبه 91/12/26 | 10:35 عصر | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

دواتفاق مهم در ایام فوت هوگو چاوز رخ داد که هر کدام از جهات مختلف قابل تامل ودقت وعبرت گیری بود اول پیام رییس جمهورخطاب به چاوز که اورا تا  حد یاران امام زمان و مسیح بالا برد وحکم قطعی به رجعتش داد .

 ودوم شیوه تسلی رییس جمهور به مادر چاوز که شاید  ناخواسته توأم با تماس با نامحرم ونادیده گرفتن حکم مسلم حرمت تماس با نامحرم شد و واکنش های مختلفی به این دو عمل از جانب علماء واصحاب رسانه نشان داده شد .

و غالبا تند یا ملایم این دو عمل را غیر قابل دفاع دانستند اما پارسی بلاگ همچنان اصرار دارد مطالبی را که به تطهیر  این اعمال  می پردازد را متشر کند کاربه جایی رسیده که احتمال در رکاب امام زمان بودن شخصی چون چاوز معقول نمایانده می شود وتماس با نامحرم هم کاملا توجیه می شود دراین باره چند نکته قابل ذکر وتامل است .

1- براستی اگر همین اعمال از افراد وشخصیت های دیگر فرضا سران اصلاح طلب سر می زد  برخی نویسندگان ودبیران پارسی بلاگ به هر وسیله ای متوسل می شدند تا آن اعمال را تطهیر کنند ؟یا این که چندین نوشته در تشویق به کفن پوشی نوشته می شد وفریاد وااسلامای آقایان بلند می شد ؟انصاف خود آقایان را قاضی قرار می دهم که پاسخ دهند .

2-متاسفانه برخی از این توجیه گری های ناشیانه واز سر تعصب افراد نشان می دهد یا این افراد اطلاع درستی از مفاهیم ومعارف دینی ندارند که درآن صورت باید برحال فرهنگ وشناخت جامعه گریست .

که نویسندگان واهل فرهنگش این قدر بی اطلاع هستند  ویا این که برای اغراض سیاسی چشم بر خبط وخطاهای مسلم می بندند که درآن صورت نیز بر وضعیت غیرت وحمیت دینی، باید تاسف خورد غیرتی که درپای تعصب رنگ می بازد .

3- متاسفانه درکشور ما  عده ای به شدت  تحت تاثیر ومنفعل دربرابرجریانات متداول ومشهور در  جهان کنونی هستند جهانی که در آن دو جریان سرمایه داری وجریان باقیمانده از کمونیسم ظهور وبروز دارند وهردو هم ریشه در غرب  ودر انسان محوری فارغ از خدای دنیای  غرب دارند 

 آنان که بر آزادی تکیه می کنند تحت تاثیر افکار سرمایه داری هستند و  از ظلم واستکبار وفرعونیت وغفلت فروزی آنان وافکار شان غافلند وآ ارا توجیه می کنند وآنها که دم از عدالت می زنند متاثراز انقلابیون حزب کمونیسم بوده و بی دینی ولاابالی گری مدعیان انقلاب درجهان را توجیه می کنند .

چاوز گرچه یک مبارز علیه امریکا بود اما او متعلق به جبهه کمونیست بود جبهه ای که اساسا خدا را قبول ندارد شاید گفته شود اواز امام زمان حرف زده، خیلی ها از اعتقادات دینی حرف می زنند

 مگر این دلیل ایمان واقعی به آن است طالبانی هم که هر روز جنایتی در پاکستان و بحرین وسوریه مرتکب می شود دم از اسلام وپیامبر(ص)  می زند آیا دلیل بر مومن ومعتقد بودن آنهاست ؟همین چاوز رهبر لیبی را شهید خواند وهمین می رساند.

 او حتی  تصوردرستی از مفاهیم دینی ماندارد تا چه رسد به اعتقاد به این ها کسی که امثال قذافی دیکتاتور خونریز را شهید می خواند نشان می دهد که نحوه نگاه او به افراد و معارف چگونه است .

البته چاوز وحکومتش یک متحد استراتژیک برای ما بود اما این دلیل نمی شود که اعتقادات دینی را به پای او بریزیم وهر رطب ویابسی درباره اش بگوییم .

مسأله تماس با نامحرم هم یک خطا وگناه وحرام مسلم وغیر قابل توجیه است و می شد واکنش مناسب نشان داد و منفعلانه تسلیم جو قرار نگرفت وقطعا فردی که چنین خبطی را مرتکب شده باید پاسخگو باشد.

 وهمان طور که تهمت زدن به دیگران بد وحرام وجرم است، لوس کردن حدود الهی و توجیه عمل افرادی که حریم های الهی را نادیده می گیرند به هربهانه ودلیل که می خواهد باشد نیز خود طرفداری از منکر و غیر قابل قبول است .






تاریخ : یکشنبه 91/12/20 | 2:27 صبح | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()
   1   2   3   4      >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By SlideTheme :.