سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

جان جهان خوش آمدی

ماه عیان خوش آمدی

قبله ما نماز ما خوش آمدی

غرور ما غیرت ما خوش آمدی

کوثر و عترت و فطرت احمدی خوش آمدی

کوکب وانجم واختر فاطمی  خوش آمدی

مشعل  وصراط سرمدی خوش آمدی

نور هدایت دین  محمدی  خوش آمدی

ای تمام غیرت علی خوش آمدی

ای کمال عصمت نبی خوش آمدی

نفس مطمئنه  کتاب مصطفی خوش آمدی

جان فاطمه، روح  مرتضی ،خوش آمدی

آب حیات جان تشنه گان خوش آمدی

راز صلابت  تمام شیعیان خوش آمدی

 

 

 






تاریخ : سه شنبه 92/3/21 | 9:48 عصر | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

چندشب پیش فیلم محمدرسول الله رابرای چندمین بار از تلویزیون تماشاکردم درصحنه ای که صلح حدیبیه رانشان می داد یاد مسائل روز وبرخی شعارهای انقلابی گری  ویاد موضع گیری های مطلق وتند ویک جانبه واحساس محوری که این روزها از جانب مدعیان مطرح می شود افتادم .

یاد حرفهای کسانی که کوچکترین سخن از تعامل وپذیرش واقعیات را سازش ونفاق می خوانند کسانی که انقلابی ودین دار بودن را تکرار مدام شعارهای تند می دانند کسانی که نه به واقعیات توانایی خود و نه هزینه های سخت وسنگینی که مردم باید برای این موضع گیری ها بپردازند توجهی ندارند.

 وچشم می بندند و فقط شعار می دهند با خود اندیشیدم براستی اگر اینان درزمان پیامبر اکرم (ص) بودند در قبال صلح حدیبیه چه موضعی می گرفتند؟ و آیا اگر امروز پیامبر (ص) بود وصلحی چون حدیبیه را امضاء می کردند.

 اینان چه عقیده وعملی در پیش می گرفتند؟و یا  چه اتهاماتی به پیامبراکرم (ص) می زدند ؟ لازم نیست دراین باره خیلی به فرضیات بیاندیشیم  درزمان پیامبر تندروانی که بعدها اتفاقا منافق وبلکه ریشه نفاق از کار درآمدند .

بر پیامبر اعتراض و بلکه تعرض و توهین کردند و پذیرش صلح با مشرکان وحذف بسم الله الرحمن الرحیم  وعنوان رسول الله از معاهده را خلاف خواندند  به این فراز از تاریخ توجه کنید

(پس از انعقاد قرارداد، عمر بن خطّاب که این همه سازش‌پذیری و کوتاه‌آمدن پیامبر در برابر دشمن قریشی را دیده بود، خشمگین به سوی پیامبر آمد و گفت: "مگر تو پیامبر خدا نیستی؟"
 پیامبر گفت: "بله."
عمر گفت: "مگر ما بر حق نیستیم و دشمنان ما بر باطل؟"
 و باز پیامبر جواب مثبت داد.
 عمر گفت: "پس چرا برخلاف عزت دینمان چنین ذلیلانه تسلیم می‌شویم؟"
پیامبر گفت: " من رسول خدایم و از او نافرمانی نخواهم کرد و او مرا پیروز خواهد ساخت."
اما عمر همچنان پافشاری کرد و گفت: " مگر به ما نگفتی باید به زیارت خانه کعبه برویم و دور آن طواف کنیم؟"
 پیامبر گفت: "همین طور است، اما آیا گفتم که امسال این کار را خواهیم کرد؟"
 عمر اعتراف کرد که پیامبر چنین چیزی نگفته بود.
سپس عمر که هنوز خشمش فروکش نکرده بود، به سراغ ابوبکر رفت و همان سوالات را از او پرسید و تقریباً همان جواب‌های پیامبر را از زبان ابوبکر هم شنید. وقتی که پیامبر، عمر و علی و ابوبکر و عبد الرحمن بن عوف را فراخواند تا نامشان را زیر معاهده درج کنند، عمر در سکوتی که هنوز بوی ناخرسندی از آن می‌آمد، معاهده را امضا کرد و رفت)

حال باید به این  مدعیان دوآتشه که هر فردی را که دم از عقلانیت و واقع نگری بزند به سازش و خروج از خط انقلاب واسلام متهم می کنند ،گفت که کلاه خود را قاضی کنند وببینند موضع گیری خودتان  ممکن است  شبیه کدام شخصیت ها درتاریخ باشد ؟

وبه این فکر کنید که نفاق چه بسا ریشه هایی دارد که از دید ما پنهان است وتندرویی خوداز ریشه های مهم نفاق است ومراقب باشید که خود دارای صفات وزمینه های انحرافی که دیگران را به آن متهم می کنید نباشید . 






تاریخ : یکشنبه 92/3/19 | 2:28 عصر | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

درادامه بحث مخالفت امام با تحجر ومتجران توجه یک نکته در تاریخ این تقابل بسیار درس آموز است وان این که حضرت امام بعداز انقلاب در برخی بیانات خود به فریب جدید متحجران اشاره می کند وآن لباس عوض کردن این گروه وژست انقلابی گرفتن آنهاست.

 امام عزیز وبصیر که به درستی ماهیت عافیت طلبان دوره جهاد را می شناخت وقتی این ها درظاهر انقلابی شدند فریب این ظاهر سازی ها رانخورد وفرمود:

(طلاب جوان باید بدانند که پرونده  تفکر این گروه همچنان باز است و شیوه مقدس‏مآبى و دین فروشى عوض شده است. شکست خوردگان دیروز، سیاست بازان امروز شده اند )*

 نکته دیگری که در حکمت سیاسی امام درباره متحجران به آن اشاره رفته این که بعداز انقلاب متحجران با زبان خیرخواهی وانقلابی گری سابقون ومجاهدان اصیل رامورد تمهت وتهتک وافتراء قرار می دهند.

( دسته‏اى دیگر از روحانى نماهایى که قبل از انقلاب دین را از سیاست جدا مى‏دانستند و سر به آستانه دربار مى‏ساییدند، یکمرتبه متدین شده و به روحانیون عزیز و شریفى که براى اسلام آن همه زجر و آوارگى و زندان و تبعید کشیدند تهمت وهابیت و بدتر از وهابیت زدند)*

متحجران که غالبا در پشت شعار مهدویت سنگر گرفته بودند وبه نام حضرت حجت مردم را فریب می دادند یک روز به نام انتظار با انقلاب ومبارزه مخالفت می کردند وروزی که بعداز مجاهدت مجاهدان ومردم نظام مستقرشد عافیت طلبان فرصت طلب این بار با رنگ ولعاب انقلابی به عرصه آمدند ومدعی انقلابیون شدند .

(دیروز «حجتیه‏اى»ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه  مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانى نیمه  شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابیتر از انقلابیون شده‏اند! )*

این بیانات مربوط به زمان حضور امام است ووقتی درآن زمان متحجران وعافیت طلبان این گونه زبان باز کرده ومدعی شده اند قطعا این وضعیت امروز در نبود آن عزیز شدیدتر وغلیظ تر است وتجربه سالهای اخیر هم نشان می دهد که متحجران با ظاهرسازی وشعار انقلابی گری قدرت واقتدار گرفته اند.

 ومتاسفانه توانسته اند یاران اصیل امام را به انزوا بکشانند ونسل جوان باید با تکیه بر بیانات ورهنمودهای حیاتی امام وتاریخ وتجربه ها اولا فریب متظاهران را نخورند وثانیا اجازه ندهند راه امام به دست متحجران دچار انحراف شود .

* صحیفه امام خمینی ج 21ص 273






تاریخ : سه شنبه 92/3/14 | 10:46 صبح | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

بیست وچهار سال از ارتحال امام عزیز می گذرد و جوانان ونوجوانان امروز شناختشان از امام با واسطه رسانه ها وافراد است واین البته شناختی است که به شدت در معرض تحریف واشتباه یا التقاط قرار دارد چراکه هر فردی امام را آن گونه می شناساند که خود فهمیده یا دوست دارد

وهر رسانه ای هم امام را باعینک نگاه خود می بیند ودراین میان بسیار کم هستند امام شناسان ومبلغان مکتب امام که بخواهند یا بتوانند جامعیت شخصیت امام را به درستی وکمال به نسل جوان منقل کنند

 ولذا نسل جوان ما برای شناخت امام نباید به مشهورات رسانه ای وسیاسی اکتفا کند بلکه محققانه وبا کاوش در منابع اصیل چون صحیفه نور وکتب بر جامانده از ایشان به معرفت درست ودقیق از امام دست پیدا کند

 نکته دیگر درباره شخصیت امام این که مثل خیلی ارزش ها وافراد ارزشمند بیشتر تجلیل صرف از امام را به خورد نسل جوان داده اند وکمتر با تحلیل درباره نظرات ایشان سخن گفته شده است

 لذا نسل جوان چه بسا امام رادوست دارد بزرگ می داند وبرایش مقدس وباارزش است اما کمتر درباره منش وروش وافکار او می داند همان طور که درباره بزرگان دیگر نیز کم وبیش همین وضعیت حاکم است

 لذا کسانی که امام را درک کرده اند ویا درباره ایشان بیشتر تحقیق کرده اند وظیفه دارند زوایای پنهان مانده از شخصیت ومنش وفکر ایشان رابرای نسل جدید تشریح کنند واین قلم به اندازه بضاعت ناچیز خود به برخی از وجوه شخصیت ایشان که کمتر دراین سالها در رسانه های رسمی مورد توجه قرار گرفته والبته هم مسئولان وهم مردم چوب همین عدم توجه به برخی ابعاد مهم شخصیت ایشان را نیز خورده اند می پردازد

1-مبارزه با تحجر

امام یک مرجع وفقیه ودین شناس برجسته دینی بود اما به همان اندازه که به اصالت تفکر دینی بهاء می داد وبه فقه جواهری وسنتی ملتزم بود به همان اندازه از جمود وتحجر وقشری نگری وظاهر بینی پرهیز داشت وپرهیز می داد

 امام عزیز همچون مولایش امیر مومنان به همان شکل که با تفکرات دنیا محور وظالمانه در گیر بود با تفکرات مقدس مابانه که به نام دین علیه حقیقت دین مطرح بود مقابله می کرد لذا مخالفان امام هم همچون مخالفان حضرت امیر فقط بی دینان ودنیا پرستان نبودند

 بلکه عده ای از به ظاهر متدینان متحجر نیز درصف مخالفان امام بودند واین مساله از قبل از پیروزی انقلاب اسلامی تا زمان رحلت ایشان با فراز ونشیب وجودداشت فرضادردوره مبارزات سخت ونفس گیر بارژیم شاه که تادندان مسلح بود متحجران  که خود ترسو ومحافظه کار بودند مبارزه راتحریم ونکوهش می کردند

 وباعث ریختن خون بیگناهان می دانستند وبی فائده می شمردند والبته دراین حدهم توقف نداشتند بلکه باانواع تهمت ها وتهتک ها امام را می آزردند که این مساله درنجف اوج گرفت وامام در پیام خود به روحانیت دردمندانه از آن سخن گفت

 وفرمود :(در شروع مبارزات اسلامى اگر مى‏خواستى بگویى شاه خائن است، بلافاصله جواب مى‏شنیدى که شاه شیعه است! عده‏اى مقدس نماى واپسگرا همه چیز را حرام مى‏دانستند و هیچ‏کس قدرت این را نداشت که در مقابل آنها قد علم کند. خون دلى که پدر پیرتان از این دسته  متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختیهاى دیگران نخورده است)،

مخالفت متحجران بعداز انقلاب نیز ادامه داشت به گونه ای که درجنگ اینان دایه مهربانتر از مادر شده بودند ومی گفتند جواب خون جوانان را چه کسی می دهد ؟

ودراواخر حیات شریف امام درمقابل فتواهای زمان شناسانه ایشان موضع گیری کردند وآنهارا مخالف شریعت می شمردند فتواهایی مثل حلیت شطرنج  به عنوان ورزش به طور کلی می توان گفت که تحجر نمی توانست اجتهاد وزمان شناسی وهمچنین شجاعت امام را درک کند

ویژگی دیگر امام که در همین زمینه قابل تامل است وآن مخالفت جدی امام باریا وظاهر سازی بود امام با آن که خود مقید به ظاهر وباطن دین بود اما اهل تظاهر نبود وبه شدت با آن مقابله می کرد ولذا اهل تظاهر وریا هم جایگاهی نزد این پیر باطن بین نداشتند

 نقل خاطره ای از عروس ایشان دراین جا مناسب است  خانم طباطبایی در خاطرات خود آورده است که روزی با کفش ومانتو کهنه به دانشگاه می رفتم که امام فرمود اگر به خاطر انتساب به من این گونه می روی که بگویند نزدیک فلانی ساده است این ریاست(کتاب پابه پای آفتاب ) ،

امام عزیز چون خود اهل تظاهر نبود الته فریب ظاهر سازان را هم نمی خورد وبراحتی خالص را از ناخالص می شناخت

این بحث را انشاالله ادامه خواهیم داد






تاریخ : دوشنبه 92/3/13 | 10:51 عصر | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

مهم ترین تفاوت سیاست  انبیاء وائمه علیهم السلام بادیگرامدعیان تفاوت درروش هایی است که اتخاذ کرده اند واین که در قرآن این همه بر صراط تکیه شده است ودر هر نماز واجب مهم ترین دعا این است که اهدنا الصراط المستقیم ،نشان از اهمیت ویژه راه دارد.

 اساسا درمنطق انبیاء هدف از راه جدا نیست وهر راهی خود بخشی از هدف است در تعلیمات بزرگان دینی آمده است که صراط قیامت تجلی همین روش ها وسلوک ها وراههایی است که مادردنیا رفته ایم.

یک نگاه اجمالی به  تاریخ ائمه علیهم السلام اصالت راه وروش را اثبات می کند وقتی می گوییم راه اصالت دارد یعنی برای رسیدن به اهداف مقدس باید از روش  های مقدس استفاده کرد.

 هیچ هدفی نمی  تواند توجیه کننده روش غلط وغیر دینی وغیر اخلاقی باشد در قضیه شورای خلافت وقتی به حضرت امیر از جانب عبدالرحمن بن عوف پیشنهاد شد که به شرطی تورا به خلافت می نشانیم که به سیره پیامبر ودوخلیفه سابق عمل کنی .

حضرت فرمود به سیره پیامبر عمل می کنم اما به سیره دو خلیفه تعهد عمل نمی دهم وهمین باعث شد که سراغ فرد دیگر رفتند وجالب این که بعداز جلسه عده ای مصلحت اندیش به حضرت اعتراض کردند که در ظاهر شرط را می پذیرفتی

 وهنگام حکومت به گونه دیگر عمل می کردی که پاسخ شنیدند که در مرام حضرت دروغ وخلف وعده وعهد معنا ندارد این مطلب همان اصالت راه را نشان می دهد که فرضا برای رسیدن به حکومت عادلانه نمی توان از راه غیر اخلاقی رفت از راه دروغ ووعده ظاهری دادن امری که در سیاست دیروز وامروز امری عادی است .

واتفاقا تفاوت دقیق مدعیان با صالحان وصادقان در هین التزامبه روش هاست مدعیان عدالت ومعنویت واخلاق بسیار هستند اما وقتی درمحک قرار می گیرند غالبا خلاف ادعای خود عمل می کنند

هم از ناحیه کسانی که درمعرض اتخاب هستند که هزار وعده می کنند وبه یکی عمل نمی کنند وهم از ماحیه ناظران که هزار ادعا دارند ودرعمل به راهی دیگر می روند  فرضا امروز متولیان انتخابات از شورای نگهبان تا صداو  سیما وسایر بخش ها دم از قانون وعدالت والتزام به حقوق مردم می زنند اما در عمل به روش هایی متوسل می شوند که نسبتی با این امور ندارد

 درمناظره انتخاباتی به زعم عام وخاص هم به کاندیداها وهم به مردم توهین شد همان طور که درتصمیم شورای نگهبان به انتخاب آزاد مردم جفا رفت بسیاری دم از دین وعدالت می زنند امادرروش غیر دینی وغیر اخلاقی وبه تعبیر قرآن استکباری عمل می کنند

در قرآن درباره روش فرعون به عنوان نماد حاکمیت استکباری می فرماید (استخف قومه فاطاعوه )(فرعون مردم خودرا خوار وسبک می کرد تااورا اطاعت کنند )،توهین به حقوق وشعور مردم یک روش فرعونی است از هرکس که صادر شود .

وراز ماندگاری وجذابیت وفرهمنمدی حکومت حضرت علی درهمین التزام به روش های انسانی است والا مدعیان فرضا عدالت کم نبودند ودر صدر اسلام هم کم وبیش برخی خلفا مجری عدالت بودند اما عدالتی که نهایت هدف بود نه روش اما حضر امیر ملتزم بود که حتی برای هدف مقدسی چون عدالت ملتزم  به راه عادلانه بود






تاریخ : یکشنبه 92/3/12 | 12:41 صبح | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()
   1   2      >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By SlideTheme :.