سفارش تبلیغ
صبا

ولیّ عهدی امام رضا علیه السلام اتفاق برجسته  زندگی آن حضرت محسوب می شود در این ماجرااز سویی  سئوالاتی مطرح است واز طرف دیگر سخنان* وواکنش های امام نکات مهمّی را درنسبت دین ودنیا وحکومت روشن می سازد که به چند مورد اجمالا اشاره می کنیم

 

1- اوّلین مطلب این که مامون قبل از مساله ولیّ عهدی ابتدا خلافت خودرا به امام پیشنهاد داد وخواست که او کنار رود و امام خلافت را بپذیرد و امام پاسخ در خور تاملی دادند وفرمودند :اگر خلافت حقّ توست نباید به دیگری واگذاری واگر حقّ دیگری است تو حقّ واگذاری آن را  به من نداری  این برهان اولّا مامون را از هرجهت محکوم کرد وراه فراررا براوبست وعدم مشروعیّت اورا اثبات نمود

ثانیا  به این مهمّ اشاره دارد که حقّی که فرد حاکم پیدا می کند از ناحیه او قابل واگذاری نیست واین یعنی حکومت حقّ شخصی نمی تواند باشد (چراکه حقّ شخصی قابل واگذاری است  )ومشروعیّت حکومت یا خدایی یا مردمی باید باشد وحکومت استبدادی از اساس با منطق اسلام ناسازگار است حکومت یا از جنس وکالت ونمایندگی است ویا ولایت وانتصاب الهی ویا ترکیبی از این دو ست 

ثالثا امام گرچه طبق مبانی اهل بیت خودرا ذی حقّ در حاکمیّت می دانست امّا بنا نیست این حقّ به هر روش به دست آید اگر بناست امام حاکم باشد دیگر از جانب مثل مامون به او واگذار نمی شود که او حقّی ندارد بلکه تنها بیعت مردم به عنوان طرف و ضلع دیگر حاکمیّت می تواند این منصب الهی را بر قرار سازد 


2- بیان مهمّ دیگری که امام دارد وچند جا به صراحت یا به تلویح مطرح می کند این است که امام علیه السلام پیشنهاد مامون در زمینه خلافت  را امر دنیوی دانسته  وخود را از آن برکنار می داند ،حال این سئوال مطرح می شود مگر حکومت از شئون امام نیست پس چرا امام از آن به امر دنیوی تعبیر می کند ؟دقت دراین نکته راه گشای خیلی از مسائل است وباید ببینیم امام چه  چیز را دنیوی می داند؟

جواب این سئوال نیز باتوجه به نکته قبل روشن می شود بله  اگر مردم از امام پذیرش حکومت را می خواستند ، با توجّه به سیره اجداد مطهّر امام  چون حضرت علی که با خواست مردم ،حکومت را پذیرفت امام رضا نیز می پذیرفت  لذا از منظر امام حکومت بدون خواست ویا بدون  یار ی و همراهی ورضایت  مردم امری دنیوی  و خود خواهی وخود کامگی  است والاّ کاری اخروی ودرمسیر الهی است 


3- نکته مهمّ بعدی مساله پذیرش ولیّ عهدی از ناحیه امام بود واین جا سئوالی که مطرح است این که  با پذیرش ولیّ عهدی (ولو اجباری  وتحت تهدید مامون وبه شرط تعین شده از جانب امام که فرمود دخالت در امور حکومتی نکند)آیا امام به مشروعیّت مامون کمک نمی کند ؟

در پاسخ باید گفت که  چنین نیست  وکار امام مشروعیّتی به حاکمیّت مامون نمی دهد به این دلیل که تعیین ولیّ عهد  در حوزه سیاست اسلامی نیست یعنی نه طبق مبنای خلافت ونه ولایت، خلیفه و ولیّ امر نمی توانند از جانب خود ولیّ عهد بعدی را تعیین کنند وکار مامون به هیچ وجه  در مجموعه قوانین وسنت سیاسی اسلام  نمی گنجد واین کار از اساس حکومت وعمل اورا خارج از مبانی حکومت اسلامی می برد

لذا امام رضا دربیانی وضعیّت خودرا به یوسف پیامبر تشبیه می کند یوسف در فضایی مسئولیت پذیرفت که مبنا وفضا غیر دینی است بنابراین امام اصل حکومت را چون غیر شرعی وغیر مشروع می داند عمل خودرا در فضای حاکمیّت غیردینی در  تایید حکومت با عنوان دینی نمی داند ومشروعیّتی با قبول خود  بدان نمی بخشد

 وبه فرض اگر امام شهید نمی شد و بعد از مامون به حکومت  می رسید این موضوع دلیل بر مشروعیّت سلسله عباسی ومامون نبود بلکه  تنها استفاده امام از فضای فراهم شده برای یاری رساندن به مردم و مثل کار یوسف  بود  که کارش دلیل مشروعیّت حکومت عزیز مصر نبود وتنها خدمتی به مردم بود 


*برخی از کتب منبعی که بیانات امام از آنها نقل شد عبارتند از : الإرشواد ،مفید  ،عیون اخبارالرضا ، صدوق ،تاریخ الشیعة مظفر






تاریخ : پنج شنبه 97/8/17 | 3:2 عصر | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.