سفارش تبلیغ
صبا

 در چند روز تعطیلات فرصتی شد تا سخنرانی برخی از بزرگان از جمله علاّمه جعفری را درباره امام علی علیه السلام مجدد وبا دقت بیشتر گوش فرا دهم که با  سخنانی عمیق ،حکیمانه وتفسیری انسانی وجهانی از امام علی که به واقع شخصیت جهانی دارد  مواجه گشتم واما درکنار شعف از  شنیدن مطالب متعالی ، حسی تلخ و حسرت آلود به من دست داد حسی که از وضعیت رسانه های انحصار گرای رسمی حاصل شده  است از این که می بینیم   شناساندن این  چهره جهانی در تاویل وتفسیرهای انحصارگرانه وتنگ نظرانه  وفاقد دید وسیع وانسانی به اسلام وامام علی  گرفتار گشته است  واین رویه نه فقط در باره امام علی که درباره اکثر اصول واستوانه های دین اسلام جاری است 


   در عصری که از سیاست تا اقتصاد وفرهنگ جهانی گشته وهمه ایده پردازان وصاحبان مکاتب می کوشند انسانی ترین وجهان شمول ترین قرائت را از مکتب خود ارائه دهند گرچه در واقعیت گاه گوهر جهان بینی شان از یک قریه وقلعه فراتر نمی رود آن گاه شناساندن شخصیت های به حقیقت جهانی  چون علی علیه السلام (به گواهی تجلیل متفکران با عقاید مختلف ومتضاد از ایشان  ،مثل  مادام دیالافوا فرانسوی یا  جانین شاعر آلمانی یا شبلی شمیل ماتریالیسم یا پاولویچ مورخ روسی یا کارلایل فیلسوف بزرگ انگلیسی یا جرجی جرداق وجرحی زیدان نویسندگان برجسته مسیحی و...) در مثل صداوسیما  به تریبون ها وتریبون دارانی سپرده شده  است که اغلب علی (ع)  را در حد شعارهای سطحی وانحصاری می بینند ومی شناسانند

در حالی که از سخنان بزرگان آشنای با اندیشه های بشری ومعتقد و آگاه به ابعادی از شخصیت علی (ع) چون علامه جعفری شهید مطهری ، دکتر شریعتی واستاد الهی قمشه ای وبسیار دیگر از دانشمندان ومتفکران جهانی اندیش در صداوسیما خبری نیست والبته اندیشه جهانی و اندیشمندان جهانی اندیش ویژگی هایی دارند وحداقل آن آشنایی با ادبیات جهانی  وبزرگان اندیشه در ملل مختلف است و بزرگانی چون علی (ع)آن قدر عظمت دارند که تاریخی ومجموعه ای از اندیشه ها باید باکمک هم اورا بشناسند وشناساندن دقیق وعمیق چون علی(ع) احاطه بر اندیشه های بزرگ را می طلبد موضوعی که  در دهه های اخیر مدیریت کار نابلد و سیاست زده صداوسیما  نادیده گرفته است ونتیجه آن ارائه فهمی بشدت محدود از شخصیت ها واصول سترگ وجهان شمول اسلام گشته است 

البته این همه قصور وتقصیر وبلکه ظلم بزرگ امثال صداوسیما در حق فرهنگ ودین این دیار نیست حاتم بحشی در واگذاری آنتن رسانه ملی به سخنرانانی های سطحی وبیشتر احساسی وسانسور تحلیل ها  ونگاه عقلانی وعمیق به دین و کنار زدن متفکران برجسته دین شناس واز آن سو ترویج  افراطی مداحی وشبه آن جفای دیگری است که امثال صداوسیما  بر دین ودینداران این سرزمین خصوصا نسل جوان وتشنه دانستن روا می دارند






تاریخ : شنبه 97/3/19 | 2:16 عصر | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

 امام علی (ع)تفسیر عملی وعینی اسلام محمدمصطفی  (ص)است واگر علی (ع) نبود در طول زمان ها ودر تردید افکنی مدعیان، بشر  در فهم حاق دین محمد(ص) فرو می ماند 

 علی (ع)و  سکوت وصبر ش در دوره عزلت تحمیلی ، علی (ع)و حاکمیت انسانی او در دوره خلافتش دنیایی از معرفت بر تارک تاریخ می پاشد تا بشریت  قلبش مقلوب فهم های قلابی از دین نشود وقلب قرآن واسلام را بی تقلب بفهمد وبشناسد 

اگر سخن علی (ع) خطاب به  کارگزار ارشدش و نگاه متعالی  او به انسان وحقوقش نبود، دیده ها در فضای کج تابی و کج فهمی های متعصبان در شناخت اسلام انسانی سرگر دان می ماند که فرمود :

 [ مر دم دودسته اند: دسته ای برادر دینی تواند، و دستهدیگر در آفرینش با تو همانند  گناهی از ایشان سر می زند، یا علتهایی بر آنان عارض میشود، یا خواسته و ناخواسته خطایی بردستشان می رود.  به خطاشان منگر، و از گناهشان در گذر،چنانکه دوست داری خدا بر تو ببخشاید وگناهت را عفو فرماید، چه تو برتر آنانی، و آنکه بر تو ولایت دارد از تو برتر است، و خدا ازآن که تو را ولایت داد بالاتر، و او ساختنکارشان را از تو خواست و آنان را وسیلت آزمایش تو ساخت](نامه 53 نهج البلاغه )

 اگر علی (ع) وبانگ او برافسر ارشدش اشتر نبود بشر یت درشناخت سیره حاکم اسلامی در غبار افکنی های راشدی واموی وعباسی وسایر مدعیان دچار فتنه ها وشبهه ها می شد  که فرمود  [ از مردم آن را از خود دورتر دار و با اودشمن باش که عیب مردم را بیشتر جوید، که همه مردم را عیبهاست و والی از هرکسی سزاوارتر به پوشیدن آنهاست. پس مبادا آنچه را بر تو نهان است آشکار گردانی و باید، آن راکه برایت پیداست بپوشانی](نامه 53 نهج البلاغه )

اگر نبود علی (ع ) وعدالت بی نظیرش در نظر وعمل 

اصالت وحقانیت حقوق بالسویه مالی مردم در حکومت اسلامی پامال امتیاز طلبی عربیت متعصب ونگاه جفاکارانه اموی وعباسی وفهم معوج صفوی وامثالهم می شد که فرمود :


[اگر مال از آن من بود، همگان را برابر میداشتم

تا چه رسد کهمال، مال خدا است.](خطبه 126 نهج البلاغه )

واگر صلای رسای علی (ع)به کارگزار اجحاف گرش نبود  عدالت قضایی اسلامی و اصل برابری انسان ها همه بدون ملاحظه نسب ونسبت در برابر قانون  در تاریکی فروزی های رانت بازی و ویژه خواری های خود برتر بینان مدعی در طول تاریخ تا به امروز اصطلاحی ابتر وابکم می شد که فرمود :

[به خدا اگر حسن و حسین چنان کردند که توکردی از من روی خوش ندیدندی، و بهآرزویی نرسیدندی، تا آنکه حق را از آنان بستانم و باطلی را که به ستمشان پدید شده نابود گردانم](نامه 41نهج البلاغه )

اگر علی (ع)نبود قدرت طلبان مدّعی دین به جای حاکمیت مردمی دینی سلطنت مقدس را در نظر به قلب ها قالب می کردند آن گونه که در عمل چنین کردند واین آزاد اندیشی وآزادگی علی (ع) بود که  باطل السحر مسحوران قدرت در طول تاریخ شد که فرمود :

[پس با من چنانکه با سرکشان گویند سخن مگویید و چونان که با تیزخویان کنند از من کناره مجویید، و با ظاهر آرایی آمیزش مدارید...

پس، از گفتن حق، یا رای زدن در عدالت بازمایستید، که من نه برتر از آنم که خطا کنم، ونه در کار خویش از خطا ایمنم، مگر که خدامرا در کار نفس کفایت کند که از من بر آن تواناتر است.]

(نهج البلاغه /خطبه 216)

خلاصه اگر علی (ع) نبود اسلام در چنبره جاهلیت نو شده بعد از پیامبر (ص)ودرتعصب عربی واشرافیت اموی وتلبیس عباسی گرفتار می شد واگر علی (ع) نبود قدرت طلبان  عدالت و آزادی  دینی را به مسلخ قداست ادعایی می بردند وحقوق انسان در حصار تعصب وخود برتر بینی قبیلگی یا هم قبله گی نای نفس کشیدن آزاد نداشت ودر یک کلمه اگر علی (ع) نبود شاید اسلام بود اما منهای انسان






تاریخ : سه شنبه 97/3/15 | 8:19 عصر | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

بارحلت امام خمینی گرچه نهضت ونظامی که او بنیانگذارش بود از حرکت باز نیستاد اما در نبود ایشان آفات وصدمات وآسیب های جدی بر  شجره انقلاب اسلامی وارد شد که در این میان  یک آفت زیان بار تر از سایر آفات بود و آن  عبارت بود از غلبه ونفوذ تحجر در ارکان واضلاع نظام و تاثیر گذاری این جریان در سیاست وجامعه  با اشکال جدید بود که  زیان های بسیار بر کشور ومردم وارد ساخت

جریانی  که امام همواره از جهالت و خیانت آنان می نالید که فرمود :

خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی‌های دیگران نخورده است.*

 واز فرصت طلبی آنان  و ظهورشان در شکل جدید خصوصا با ژست انقلابی بیم می داد ومی فرمود :

دیروز حجتیه‌ایها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابی‌تر از انقلابیون شده‌اند! 

اما بعد از رحلت امام  انقلاب او شاهد ظهور ونشو ونضج متحجران در ارکان حساس وتصمیم ساز گشت از عرصه فرهنگ تا اجتماع وداوری های حساس تا ارکانی از سیاست ومدیریت در خدمت جریان تحجر قرار گرفت

 جریانی که درزمان خطر ومبارزه یا مبارزه را تحریم کرده بود ویا حداقل ساکت بود ودر دوران دفاع مقدس غیبتی نابخشودنی در عرصه جنگ داشت بعد از امام با ظاهر انقلابی گری تریبون ها ومناصب مهمی را در تصرف گرفت ومهم ترین ضربه ای که به نهضت مصلحانه وانسانی امام خمینی زد نفی وتضعیف فکری وعملی جمهوریت نظام بود این جریان با قرائت استبدادی وعقب افتاده از نظام اسلامی وارکان آن ناامیدی و بی اعتمادی های فراوان را زمینه ساز شد همچنین با نگاه بسته به مقولات فرهنگی وجلوگیری از تضارب آراء باعث  ایستایی وعدم رشد اندیشه های مصلحانه و جامعه ساز اسلامی گشت 

این جربان همچنین با طرد یا تکفیر افکار ومتفکران ومصلحانی که در ایجاد انقلاب وترویج اسلام مصلحانه تاثیر بسزایی داشتند مثل دکتر شریعتی وآیت الله طالقانی وحتی شهید مطهری و امثالهم 

 عقبه های به روز تفکر انقلاب اسلامی را مورد هجمه قرار داد  و با تخریب حواریون امام ، انقلاب  ونظام را در  بهره گیری از نیروهای با سابقه و فکور در مضیقه وفشار قرار داد و در عرصه علوم اسلامی نیز در حالی که امام خمینی در کنار فقه جواهری به فقه پویا بها می داد وحوزه ها را به نگرش های نو در اجتهاد فرا می خواند که در فضای عقلانیت محوری به بار می نشست جریان تحجر با  بی اعتنایی  وبلکه با بایکوت نظرات امام در این باره به ترویج وتثببت  اخباری گری ونفی عقلانیت دینی به اشکال مختلف پرداخت 


اسفناک تر ازهمه این که همه این ها نیز به نام انقلاب انجام شد البته مردم معتقد به انقلاب اصیل بارها به جریان مذکور نه گفتند اما با این همه این جریان  همچنان قدرت نفوذ خود را از دست نداده است و به طرق مختلف وبه جد در پی تحمیل جمود بر انقلاب ونظام است وبه نظر می رسد مانع مهم داخلی  در حرکت پیش رو انقلاب اسلامی همین جریان است وتا این جریان در  تصمیم سازی ها حضور دارد انقلاب با مانع و خطر جدی از درون مواجه است

*منشور روحانیت (پیام امام خمینی به روحانیت در اواخر عمر شریفشان )

**همان






تاریخ : دوشنبه 97/3/14 | 5:39 عصر | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

 بر قوم حضرت موسی غذاهای آسمانی نازل شد

وَظَلَّلْنَا عَلَیْکُمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَیْکُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى? 

و ابر را بر سر شما (قوم یهود )سایبان قرار دادیم و بر شما انگبین و بلدرچین (آسمانی )نازل کردیم  (بقره /57) 

 وبر قوم حضرت عیسی هم مائده وسفره ای از آسمان آمد 

قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَیْنَا مَائِدَةً مِّنَ السَّمَاءِ تَکُونُ لَنَا عِیدًا لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآیَةً مِّنکَ وَارْزُقْنَا وَأَنتَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ 

عیسی بن مریم گفت : خدایا ! ای پروردگار ما ! برای ما از آسمان سفره ای پر از غذا نازل کن تا عیدی باشد برای اهل زمان ما و نسل آینده ما ، و نشانه ای از سوی تو ; و ما را روزی بخش که تو بهترین روزی دهندگانی .(مائده /114) 

 

 اما بر امت محمد (ص) قرآن آسمانی نازل شد

الر کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى? صِرَاطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ 

الر ـ کتابی است که آن را بر تو نازل کردیم تا مردم را به اجازه پروردگارشان از تاریکی ها  به سوی روشناییِ به سوی راه [ خدایِ ] توانای شکست ناپذیر و ستوده بیرون آوری 

(ابراهیم /1) 

 

  این یعنی سطح درک ومعرفت امت آخرالزمان فراتر رفته است کلمه وکلام وسخن که غذای روح واندیشه اند در قالب قرآن بر امت محمد (ص)نازل می شود آن هم در ماهی که دهان ها از خوردن ونوشیدن بسته است واز جمله نشانه های بارز برتری وکمال دین محمد بر سایر ادیان در همین است بشر عصر محمد(ص) به بلوغی رسیده است که خوراک ولو آسمانی خواسته او نیست 

 

بلکه اندیشه وعقیده ومعرفت آسمانی در خور اوست وماه رمضان در کنار انواع برکاتی که دارد شاهد شاخص در اثبات حقانیت و کمال دین محمد مصطفی  واسلام عزیز وقرآن کریم است وروزه داری امت محمد (ص) در طول یک ماه نمایش شکوهمندی از بزرگی وتعالی دین اسلام است وتک تک روزه داران امت اسلام گواهان وشاهدان بر این حقانیت وبرتری هستند

 

وَکَذَ?لِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا 

و همان گونه [ که ] شما را امتی میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر هم گواه بر شما باشد .(بقره /143)

 

 چه جلایی دارد این آیین پر از آیت ونشانه که نه با فریاد و  سروصدا که در سکوت سرین وسرورین ودر بستن دهان وگشودن چشم عقل ودل و در صیام رخ می دهد وماه رمضان در کنار  تمرین تقوا برای امت  اسلام تکرار عظمت وکمال قرآن ودین محمد(ص)  بر سایر امت هاست قدر رمضان وخودرا بیشتر بدانیم






تاریخ : شنبه 97/3/12 | 5:0 صبح | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

مهم ترین قصه قرآن قصه  آدم است قصه ای که درآن از اکرام خدا به انسان تا اعتراض ملائک تا پاسخ عملی خداوند متعال تا  عصیان وسپس فریب شیطان وتا گناه آدم وتوبه اورا در بر می گیرد وبه نوعی عصاره حیات انسان را از آغاز تا انجام در خود دارد این قصه پرعبرت در چند جای قرآن مورد توجه قرار گرفته و  در دو سوره ( بقره واعراف) با تفصیل بیشتر مطرح شده است 

 شخصیت محوری قصه یعنی آدم از سه کرامت ویژه الهی برخوردار می شود وآن جانشینی خداوند و علم به تمام نامها وقبله گاه سجده فرشتگان گشتن است والبته آدم  یک اشتباه سخت وبی ادبی ناشیانه در ندیدن اذن واجازه الهی دارد  وسپس توبه ای جبران گر ورفتاری در خور ادب در اعتراف به ظلم خود می کند ومقام نخست خودرا این بار  ارتقا یافته  باز می یابد (بقره  30-36)

 

 شیطان شخصیت دیگر وتاثیر گذار ماجرا  خبط مهلک می کند ابتدا تکبر می ورزد و از فرمان الهی در سجده به آدم سرباز می زند وسپس این خطای بزرگ  را با چند عصیان جانسوز تر ترکیب می کند ولعنت ابدی الهی را برخود می خرد او خداوند را متهم به اغواگری می کند وبه جای جبران خطای نخست بی ادبی را از  حد می گذراند ونه تنها با فرافکنی ومسئولیت ناشناسی  زیر بار عمل زشت خود نمی رود بلکه  با فریب دادن آدم باطن منفور خودرا عیان می سازد وخود را رسوا می کند (اعراف/11-27)

 

 بعداز آن ماجرا سرنوشت انسان وشیطان گره می خورد بادو منطق ودو هدف متفاوت منطق ادب آدم ومنطق ادب ناشناسی شیطان ،منطق صداقت آدم و منطق فریب شیطان و کوشش او در تحت سلطه گرفتن انسان وبه راه خود کشاندن او 

 

 چکیده قصه پرمعرفت وعبرت آدم یک چیز است وآن این که را ه سعادت ونجات دریک مهم  نهفته است که آن ادب است ادب آدم را از افتادن در پرتگاه شقاوت نجات داد وبی ادبی شیطان را به ویل جهنم انداخت و ساحت  ادب مراتب مختلف از ادب زبانی تا ذهنی وقلبی وعملی را در بر می گیرد ادب هم قبل از علم وهم مقدم بر ایمان است واصلا علم وایمان ثمره درخت ادبند ادب بر اخلاق نیز مقدم است لذا اگر  در زمینه ای علم نداریم اعتراف به جهل ادب است اگر  نقص اخلاقی داریم اعتراف به ضعف خود ادب و پایه وپله نخست اصلاح وآغاز فلاح است 

 

 ادب با وجود مطلق و عطا کننده  وجود یعنی خداوند متعال خود را هیچ دیدن واذن واجازه وخشنودی  اورا دائم پاییدن است و در برابر  بزرگتر از خود ، پدر و مادر و پیشوا واستاد و  معلم وهر صاحب حقی  ادب اظهار کوچکی کردن وندیدن خود ولحاظ رضایت صاحب حق  است وعارفان ما چه هوشمندانه این کیمیای حیات بخش را یافته اند 

 

 از خدا جوییم توفیق ادب

 

بی‌ادب محروم گشت از لطف رب

 

بی‌ادب تنها نه خود را داشت بد

 

بلک آتش در همه آفاق زد 

 

از ادب پرنور گشته‌ست این فلک

 

وز ادب معصوم و پاک آمد ملک

 

(مثنوی معنوی دفتر اول )






تاریخ : جمعه 97/3/4 | 2:44 عصر | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()
<      1   2   3   4   5   >>   >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By SlideTheme :.