سفارش تبلیغ
صبا

چند روز پیش نوشته ای در عیب وهنر فوتبال قلمی نمودم اما این بار نه درباره فوتبال که درباره  بازیکنان ایرانی حاضر در جام جهانی و قهرمانی آنان می نویسم مردانی که این روزها همه را ودار به تحسین کرده اند نه فقط به خاطر فوتبال ونه حتی بازی های خوبشان بلکه  به خاطر برخورداری از روح جنگدگی وتلاش وغیرت ستودنی شان در دفاع از نام ایران قهرمان  ملی کسی است که برای کشور ش نه برای خود برای مردمش ونه باند وقبیله اش تمام قدرت وغیرتش را به صحنه می آورد دیشب در صحنه ای که بازیکنان ایرانی برای دفاع از دروازه ایران خودرا به زمین  زدند وتوپ  لحظاتی گم  شد غیرتی غرورین  نمایان شد 

 این روزها در شرایطی که به دلائل مختلف داخلی وخارجی مردم ازحس ّ وجود قهرمان در عرصه های مختلف  ناامید شده اند و دوستان نادان ودشمنان دانا زمینه ظهور  قهرمانی قهرمانان عرصه های حیات اجتماعی سیاسی را عقیم ساخته اند ،مردم  چشمشان روشن به قهرمانی غرور آمیز قهرمانانش در  عرصه جام جهانی است 


ما شرقیان  دلبسته قهرمانان هستیم واگر قهرمانی وقهرمانان را در واقعیات جامعه نیافتیم آن را در نمادها دنبال می کنیم وورزش که عرصه نماد است امروز جور قهرمان سوزی ها را در عرصه های مختلف باید بکشد واعضای تیم ملی به درستی این خلا ء را دریافته اند وجانانه می کوشند نیاز قهرمان طلبی مردم ایران را پاسخ در خور  دهند 

در شرایطی که در زندگی واقعی پدران نمی توانند قهرمان خانواده باشند به خاطر هجوم مشکلات اقتصادی و غیره معلّمان و نویسندگان  نمی توانند قهرمان فرهنگی باشند به دلایل  قبلی به اضافه ضعف مدیریت فرهنگی ونبود استراتژی درست فرهنگی در کشور وسیاست مداران نمی توانند قهرمان سیاسی باشند به هزار دلیل از جمله تن ندادن به اصل  وحدت وتعامل و اندیشه به منافع ملیّ و فعالان اقتصادی  قهرمان نیستند که غلبه فرهنگ تکاثر وسو دجویی میان آنان  مردم را از ایشان  نیز نامید ساخته  وهکذا درسایر عرصه ها دراین اوضاع تیم ملی ما در جام جهانی قهرمانانه بازی می کند وازاین جهت وباتوجه به وضعیت کشور کاری می کنند کارستان 


 نباید گذاشت ملت از قهرمانی وقهرمان داشتن نومید شود امری که آرزوی دشمنان این مردم است ومردم امروز به قهرمانان غیور بیشتر نیاز دارند تا قهرمانان صرفا پیروز ولذاست که تیم ایران اگر جانانه بازی کند ولو شکست بخورد چیزی از ارزش قهرمانیش کم نمی شود مردم عاشق کسانی هستند که برای کشور دل می سوزانند واز جان مایه می گذارند ولو  نتیجه رضایت بخش نگیرند امری که در منفعت طلبی ها ومنم منم گویی  های عرصه های زندگی  جمعی از جمله سیاست در دهه های اخیر رنگ باخته است مردم قهرمانان خودرا قدر می دانند وسیاسیون وسایر نخبگان از تیم ملی باید  درس قهرمانی فراگیرند باشد که قهرمانی به جای جای زندگی این مردم باز گردد






تاریخ : پنج شنبه 97/3/31 | 11:26 عصر | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

 از سئوالات مهمی که در  عرصه دین شناسی  مطرح است این است که آیا گوهر خواست ادیان از جنس معرفت است یا از جنس قدرت ؟به بیان دیگر ادیان خصوصا دینی اجتماعی وسیاسی چون اسلام درپی نشر معرفت به حقیقت میان بشر است یا بسط قدرت خود در میان انسان ها ؟

پاسخ دقیق و روشن ومتقن به این سئوال می تواند تکلیف خیلی از مسائل را روشن سازد دینی که بیش از هر چیز دغدغه قدرت دارد نمی تواند بر مسند معرفت افروزی بنشیند وبه عکس دینی که درد معرفت دارد باقدرت در هر شرایطی کنار نمی آید ومراد از قدرت ، همان در دست داشتن اراده ها وتاثیر گذاری در تصمیم ها وتعیین کننده بودن در عزم هاست

 بسیاری از طرف داران ادیان درطول تاریخ اعمّ از متدینان به مسیحیّت یا یهودیّت واسلام  و سایر ادیان به گونه ای دین خودرا عرضه نموده و از آن دفاع کرده اند که بیشتر با نگاه قدرت محوری به ادیان متناسب است تکیه افراطی  بر امرونهی های دینی وبرخورد خشن با مخالفان فکری و استفاده از هر روشی در کوفتن مخالف و بستن راه پرسش وسئوال دینی از جمله نشانه های اصالت قدرت دینی وحفظ آن در جامعه از سوی مدعیان دینداری در طول تاریخ بوده است


 اما داستان به این جا ختم نمی شود ودرمیان دینداران خصوصا رهبران دینی کسانی بوده اند که رفتار آنهادلیل ونشانه نگاه معرفتی به دین است  نگاهی که در نظر ونیّت بیش از اقتدار دین به دنبال کشف و ارائه حقیقت به بشر است ودر عمل بیش از شمشیر و زور بر اخلاق و منطق معتقد است در مسیحیت خود حضرت مسیح ودر اسلام اهل بیت پیامبر(ص) دراین زمینه برجسته اند واین که امام علی وفرزندانش با وجود حقانیّت داشتن در مقامات اجتماعی سیاسی هیچگاه از عنصر زور وقدرت برای رسیدن به موقعیّت به حقّ خود استفاده نکردند دلیل روشن بر اصالت  فهمی با گوهریت  معرفت از دین اسلام نزد این بزرگان جامعه انسانی است

 

? ودرباره خصوص  حضرت علی علیه السلام نیز منش پرهیز از استفاده از هر روشی در حفظ قدرت ورعایت اخلاق وحقوق انسان ها در دشوارترین شرایط دلیل قاطع بر اصالت معرفت در نگاه آن بزرگ مرد  به دین است که فرضا وقتی برخی از دوستان ایشان  به او توصیه تطمیع برخی از قدرت طلبان را برای اسکات آنها دادند بر آنان  چنین نهیب زد 

 

?[آیامرا فرمان می دهید تا پیروزی بجویم به ستم کردن ؟ به خدا که، نپذیرم تا جهان سرآید،و ستاره ای در آسمان پی ستاره ای برآید.]

(نهج البلاغه /خطبه 126)

ودر پاسخ پندار سست وظاهر بینانه عده ای دنیا پرست چنین روشنگری نمود 

[به خدا سوگند، معاویه زیرکتر از من نیست،لیکن شیوه او پیمان شکنی و گنهکاری  است اگر  پیمان شکنی ناخوشایند نمی نمود،زیرکتر از من کس نبود، اما هر پیمان شکنیبه گناه بر انگیزاند، و هر چه به گناه بر انگیزانددل را تاریک گرداند. روز رستاخیز پیمانشکن را درفشی است افراخته و او بدان درفش شناخته است ](نهج البلاغه خطبه 200)


?در دوره معاصر نیز  سیره وسخن  شهدای برجسته انقلاب اسلامی موید معرفت محوری آن  عزیزان به دین است واز جمله این افراد شهید چمران   چریک عارف ،است نگاه او به مبارزه وجهاد بیانگر اصالت معرفت در دین شناسی اوست  آن شهید این نگاه رادر  نجوایش با امام حسین چنین آشکار می سازد 


[ای حسین مقدّس، روزگار درازی بود که هر انقلابی را مقدس می‎شمردم و نام او را با یاد تو توام می‎کردم و قلب خود را می‎گشودم و انقلابیون را و او را در قلب خود جای می‎دادم و به عشق تو او را دوست می‎داشتم و بقداست تو او را مقدس می‎شمردم و در راه کمک به او از هیچ فداکاری حتی بذل حیات و هستی خود دریغ نمیکردم...اما تجربه، درس بزرگ به من داد که اسلحه  و انقلاب و حتی شهادت بخودی خود نباید مورد احترام و تقدیس قرار گیرد. بلکه آنچه مهّم است انسانیت، فداکاری در راه آرمان انسانها، غلبه بر خودخواهی و غرور و مصالح پست مادی و ایمان به ارزشهای الهی است. ای حسین، امروز نیز ترا تقدیس می‎کنم، اما تقدیسی عمیق‎تر و پرشورتر که تا ا عماق وجودم و تا آسمان روحم به تو عشق می‎ورزد و ترا می‎خواهد و ترا می‎جوید.]

(از کتاب خدابود و دیگر هیچ نبود نوشته دکتر چمران )


همچنین در خواست های اخلاقی وانسانی در نیایش چمران با خداوند متعال نگاه معرفت محور اورا در دین به روشنی نشان می دهد 


[خدایا راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم که بی احترامی به یک انسان همانا کیفر خدای بزرگ است. خدایا مرا از بلای غرور وخودخواهی نجات ده تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم.]

(ازکتاب نیایش ها،به قلم دکتر چمران)

وامروز جامعه خصوصا مسئولان نیازمند توجّه به نگاه معرفت محور به دین هستند






تاریخ : چهارشنبه 97/3/30 | 12:16 عصر | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

 از سئوالات مهمی که در  عرصه دین شناسی  مطرح است این است که آیا گوهر خواست ادیان از جنس معرفت است یا از جنس قدرت ؟به بیان دیگر ادیان خصوصا دینی اجتماعی وسیاسی چون اسلام درپی نشر معرفت به حقیقت میان بشر است یا بسط قدرت خود در میان انسان ها ؟

پاسخ دقیق و روشن ومتقن به این سئوال می تواند تکلیف خیلی از مسائل را روشن سازد دینی که بیش از هر چیز دغدغه قدرت دارد نمی تواند بر مسند معرفت افروزی بنشیند وبه عکس دینی که درد معرفت دارد باقدرت در هر شرایطی کنار نمی آید ومراد از قدرت ، همان در دست داشتن اراده ها وتاثیر گذاری در تصمیم ها وتعیین کننده بودن در عزم هاست

 بسیاری از طرف داران ادیان درطول تاریخ اعمّ از متدینان به مسیحیّت یا یهودیّت واسلام  و سایر ادیان به گونه ای دین خودرا عرضه نموده و از آن دفاع کرده اند که بیشتر با نگاه قدرت محوری به ادیان متناسب است تکیه افراطی  بر امرونهی های دینی وبرخورد خشن با مخالفان فکری و استفاده از هر روشی در کوفتن مخالف و بستن راه پرسش وسئوال دینی از جمله نشانه های اصالت قدرت دینی وحفظ آن در جامعه از سوی مدعیان دینداری در طول تاریخ بوده است


 اما داستان به این جا ختم نمی شود ودرمیان دینداران خصوصا رهبران دینی کسانی بوده اند که رفتار آنهادلیل ونشانه نگاه معرفتی به دین است  نگاهی که در نظر ونیّت بیش از اقتدار دین به دنبال کشف و ارائه حقیقت به بشر است ودر عمل بیش از شمشیر و زور بر اخلاق و منطق معتقد است در مسیحیت خود حضرت مسیح ودر اسلام اهل بیت پیامبر(ص) دراین زمینه برجسته اند واین که امام علی وفرزندانش با وجود حقانیّت داشتن در مقامات اجتماعی سیاسی هیچگاه از عنصر زور وقدرت برای رسیدن به موقعیّت به حقّ خود استفاده نکردند دلیل روشن بر اصالت  فهمی با گوهریت  معرفت از دین اسلام نزد این بزرگان جامعه انسانی است

 

? ودرباره خصوص  حضرت علی علیه السلام نیز منش پرهیز از استفاده از هر روشی در حفظ قدرت ورعایت اخلاق وحقوق انسان ها در دشوارترین شرایط دلیل قاطع بر اصالت معرفت در نگاه آن بزرگ مرد  به دین است که فرضا وقتی برخی از دوستان ایشان  به او توصیه تطمیع برخی از قدرت طلبان را برای اسکات آنها دادند بر آنان  چنین نهیب زد 

 

?[آیامرا فرمان می دهید تا پیروزی بجویم به ستم کردن ؟ به خدا که، نپذیرم تا جهان سرآید،و ستاره ای در آسمان پی ستاره ای برآید.]

(نهج البلاغه /خطبه 126)

ودر پاسخ پندار سست وظاهر بینانه عده ای دنیا پرست چنین روشنگری نمود 

[به خدا سوگند، معاویه زیرکتر از من نیست،لیکن شیوه او پیمان شکنی و گنهکاری  است اگر  پیمان شکنی ناخوشایند نمی نمود،زیرکتر از من کس نبود، اما هر پیمان شکنیبه گناه بر انگیزاند، و هر چه به گناه بر انگیزانددل را تاریک گرداند. روز رستاخیز پیمانشکن را درفشی است افراخته و او بدان درفش شناخته است ](نهج البلاغه خطبه 200)


?در دوره معاصر نیز  سیره وسخن  شهدای برجسته انقلاب اسلامی موید معرفت محوری آن  عزیزان به دین است واز جمله این افراد شهید چمران   چریک عارف ،است نگاه او به مبارزه وجهاد بیانگر اصالت معرفت در دین شناسی اوست  آن شهید این نگاه رادر  نجوایش با امام حسین چنین آشکار می سازد 


[ای حسین مقدّس، روزگار درازی بود که هر انقلابی را مقدس می‎شمردم و نام او را با یاد تو توام می‎کردم و قلب خود را می‎گشودم و انقلابیون را و او را در قلب خود جای می‎دادم و به عشق تو او را دوست می‎داشتم و بقداست تو او را مقدس می‎شمردم و در راه کمک به او از هیچ فداکاری حتی بذل حیات و هستی خود دریغ نمیکردم...اما تجربه، درس بزرگ به من داد که اسلحه  و انقلاب و حتی شهادت بخودی خود نباید مورد احترام و تقدیس قرار گیرد. بلکه آنچه مهّم است انسانیت، فداکاری در راه آرمان انسانها، غلبه بر خودخواهی و غرور و مصالح پست مادی و ایمان به ارزشهای الهی است. ای حسین، امروز نیز ترا تقدیس می‎کنم، اما تقدیسی عمیق‎تر و پرشورتر که تا ا عماق وجودم و تا آسمان روحم به تو عشق می‎ورزد و ترا می‎خواهد و ترا می‎جوید.]

(از کتاب خدابود و دیگر هیچ نبود نوشته دکتر چمران )


همچنین در خواست های اخلاقی وانسانی در نیایش چمران با خداوند متعال نگاه معرفت محور اورا در دین به روشنی نشان می دهد 


[خدایا راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم که بی احترامی به یک انسان همانا کیفر خدای بزرگ است. خدایا مرا از بلای غرور وخودخواهی نجات ده تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم.]

(ازکتاب نیایش ها،به قلم دکتر چمران)

وامروز جامعه خصوصا مسئولان نیازمند توجّه به نگاه معرفت محور به دین هستند






تاریخ : چهارشنبه 97/3/30 | 12:16 عصر | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

شریعتی از متفکّران وروشنفکران دینی است که در کنار حمایت گسترده جوانان واهل فکر وفرهنگ در میان نسل های مختلف ازاو ،بیشترین  ومتنوع ترین نقد ها نیز نسبت به آثار او صورت گرفته است درنقد شریعتی از عالمان سنّتی تا روشنفکران سکولار تا روشنفکران دینی وتا سیاست پیشه گان حضور دارند ومی شود گفت تنوّع مخالفان شریعتی به حدّی است که گاه تنها نقطه اشتراک مخالفان  همین مخالفت با شریعتی است به اسامی برخی از منتقدان ومخالفان شریعتی توجه کنید ،محمّد تقی مصباح یزدی ،عبدالکریم سروش ،مرتضی مطهّری ،سیّد جواد طباطبایی ،سیّد حمید روحانی ،براستی غیر از مخالفت با شریعتی چه وجه اشتراک مهّم فکری بین فرضا سیّد جواد طباطبایی ومصباح یزدی  وجود  دارد یا بین سید حمید روحانی و عبدالکریم سروش  و قس علی هذا

منتقدان شریعتی  هرکدام از زاویه ای او را نواخته اند مصباح یزدی اعتقاد به خاتمیّت شریعتی را زیر سئوال می برد طباطبایی شریعتی را مسبّب آشفتگی وبحران فکری در ایران معاصر می داند سروش، شریعتی را بنیانگذار قرائت اید ئولوژیک از دین  در ایران می داند ومطهری ،شریعتی را متاثر از مارکسیسم وحمید روحانی شریعتی را عامل یا همکار ساواک می خواند وهمچنان بحث ها درباره شریعتی زنده است

 نقد ومخالفت افراد با تنوع فکری اوّلین نکته ای را که درباره شریعتی اثبات می کند این که او متفکّر تاثیر گذار وجریان سازی بوده است ونکته دوّم این که اندیشه شریعتی لایه های مختلف وگاه پیچده ای دارد و بر خلاف تصور اولیّه  فهم شریعتی واندیشه ها وابعاد اندیشه او چندان آسان نیست وگرچه شریعتی نه در فلسفه ونه در فقه ونه در عرفان تحصیلات آکادمیک نداشت اما دین شناسی شریعتی عمیق وتو در تواست وبا همه نقد هایی که به شریعتی شد ومی شود بدون شک نام او جزو احیاگران تفّکر دینی در عصر معاصر ثبت و ضبط است 

این امر  دلایل متعدد دارد که مهم ترین آنها از نظر نویسنده دو ویژگی بارز شریعتی است نخست تکیه شریعتی بر فهم جدید و کار آمد از قرآن همراه با ایمان عمیق به انسان ساز وجامعه ساز بودن این کتاب متعالی است ودوم احاطه غریب او بر ادبیات و آثار زمان خود است این دو ویژگی درکنار دردمندی وجستجو گری شریعتی باعث شده که آثار شریعتی از اصالت وجذابیّت ونو آوری وبه روز بودن بر خوردار باشد 

شریعتی بر خلاف برخی از روشنفکران دینی فعلی که حجیّت و کاربردی بودن قر آن خصوصا در دنیای جدید را زیر سئوال می برند به جدّ به قر آن معتقد است وعلاوه بر آن مفاهیم متناسب حیات اجتماعی جدید را از قرآن در حدّ توان خود استخراج می کند وشاید جزو اولیّن متفکرانی است که اهمیت وجایگاه مفاهیمی چون امامت ،امّت ،ملّت وامثال آن را در قرآن مورد توجه قرار می دهد وفهمی کارآمد وسازننده از عناصری چون امربه  معروف ونهی از منکر  ،هجرت ،تقیّه ،وجهاد ودیگر مفاهیم اجتماعی قر آن ارائه می دهد و  رد پای اولیّن نگاه جامعه شناسانه به قرآن را نیز  می توان در آثار او یافت

همچنین نگاه وقرائت شریعتی از قرآن بشدّت شیعی ومتاثر از اصول اجتماعی اهل بیت (ع)است ومی توان شریعتی را به جدّ جزو اصیل ترین متفکران شیعی باحقیقت تفکّر شیعی ونه صرف نام شیعه داشتن دانست امّا متاسفانه راه ونگاه شریعتی به دین وقر آن وتشیّع از جانب روشنفکران دینی دنبال نشد وامروز همچنان جامعه از خلا ء نگاه و روش شریعتی به اسلام خصوصا درمیان روشنفکران دینی رنج می برد  ‌






تاریخ : دوشنبه 97/3/28 | 2:42 عصر | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

فوتبال از لوازم جدایی ناپذیر زندگی اجتماعی بشر در چند صد سال اخیر گشته است وگرچه یک بازی است اما فقط بازی نیست فوتبال بازی است که خیلی از بازی های دیگر را به بازی می گیرد وخیلی از بازیگران را

فوتبال چون کامل ترین ورساترین بازی است که نقش به نقش زندگی را بازی می کند بازی پر اهمیتی شده است زندگی در سه چیز خلاصه می شود  ایجاد فرصت ، استفاده خوب از فرصت وحفظ  فرصت وافزایش آن وفوتبال این سه را به دقت ووسواس تمام اجرا وپیاده می کند

فوتبال همچنین بازی جمعی است ونماد ونمودی از حیات وقواعد حیات اجتماعی است لذا در آن تلاش جمعی، مدیریت هوشمندانه ،ایثار وپذیرش برنامه جمعی، نقش اساسی دارند وفوتبال جنگ صلح گونه نیز هست بازیکن  بارقیب درگیر می شود اما به شکل مسالمت آمیز وفراتر از همه فوتبال فقط بازی بازیکنان در زمین نیست بلکه وقتی بازی در می گیرد جمعیتی به بازی می پردازند ولذاست که در فوتبال برد وباخت اهمیت دارد همه این ها وویژگی های دیگر فوتبال باعث سحر آمیزی ودل وعقل ربایی این پدیده شده است 

همین ویژگی ها باعث سوء استفاده قدرتمندان وثروت طلبان نیز  از این پدیده گشته است هیجان فوتبال می تواند تخدیر بیافریند می تواند یک مستی وغفلت همگانی را باعث شود می تواند حجابی باشد تا در پوشش آن قدرتمندان ظلمهای خود را بپوشانند وثروت طلبان کیسه خود بدوزند فوتبال مشغولیت ومسحوریت درنام می آورد وچه بسا جامعه ای را باسرگرم شدن در نام آوری در بازی از باروی در واقعیت باز دارد وغافل سازد

 کشورهای زیادی در جهان داشته و داریم که در دوره هایی مشغول ومفتون نام آوری وبرد  در فوتبال بوده اند اما زندگی واقعی خودرا باخته اند آرژانتین دیروز وامروز و برزیل در دهه های قبل خصوصا دهه نود میلادی  نمونه های دراین زمینه اند والبته امروز برزیل وضعیت دیگری در اقتصاد دارد ورو به پیشرفت نهاده وجالب این که همین برزیل  دیگر قهرمان بلا منازع فوتبال نیست و در نقطه مقابل   در همین آسیا شاهدیم برخی از کشورها انرژی خودرا صرف نام آوری در فوتبال نکرده اند امّا صنعت واقتصاد وسیاست آنها بارور است مثل مالزی و سنگاپور وهند وحتی فیلپین  بنابراین در مواجهه با پدیده خاص وسحر آلود فوتبال باید دید ه را گشود وعیب وهنرش را باهم دید ودانست که دلخوشی های لحظه آن تاچه حدّ ارزش هزینه های هنگفتش را دارد از هزینه های مادی تامعنوی واولویت ها را باید دید وسنجید  


 باز جمله نخست را تکرار می کنم که فوتبال از لوازم زندگی اجتماعی مدرن است مدرنیسم شرایطی پدید آورده که انسان دائم درگیر مسائل ومشکلات دنیوی است واز آن سو فوتبال را برای اندکی نجات و آزادی وخلاص شدن از شدت گرفتاری هایش اختراع کرده است وجامعه ای که هوشمندانه قبل از فوتبال عیب وهنر مدرنیته را دریابد وراه درست مواجهه با آن را بداند  می تواند با بازی مدرنیته وفوتبال نیز درست برخورد کند والاّ  فوتبال جز  تخدیری پرهزینه نخواهد بود






تاریخ : شنبه 97/3/26 | 3:42 عصر | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()
<      1   2   3   4   5   >>   >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By SlideTheme :.