سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا

چند دهه پیش یکی از متفکران جمله حکیمانه ای درباره سینما گفت او از سینما چنین تعبیر کرد سینما خواب جامعه است آن وقت ها این جمله را خیلی جدی نگرفتم اما بعدها که درباره اش اندیشیدم دیدم بسیار پر مفهوم است آری سینما خواب جامعه است و همان طور که افراد در خواب یا آرزو های  خودرا می ینند یا یا درد ها ورنج هایشان در خواب منعکس می شود ویا خواب های پریشان دارند ویا ازهمه مهم تر وارد حوزه الهام می شوند وبه تعبیر ر وایات خوابشان مبشر یا منذر است وحتی گاه پرده از امور غیبی و اتفاقات آینده برایشان مکشوف می شود همین گونه است وضعیت سینما که با توجه به شخصیت فیلمساز وکارگردان می تواند رویای صادق از کار در آید یا اضغاث احلام و نظایر آن این مقدمه را گفتم تا به این جا برسم که فیلم های حاتمی کیا بیشتر از جنس رویای صادقانه و یاحد  اقل بازتاب صا قانه حقایق جامعه و منذر ومبشر است و آخرین فیلم او بادیگارد هم نوعی بازتاب واقعیات است و هم فراتر گاه رگه هایی از الهام و اشراف به اتفاقات آینده در آن هست شخصیت اصلی فیلم که محافظ شخصیت های درجه اول نظام است به خاطر درگیرهای فکری و نوعی تجدید نظر در وظیفه وارزش ها دیگر نمی خواهد محافظ سیاسیون باشد و به اصرار مافوقش می پذیرد که حداقل محافظ دانشمند هسته ای شود و این بار این دانشمند جوان با او درگیر است اورا قبول ندارد و در میان کش وقوس های مختلف از سوی دیگر  بایگارد فیلم به خاطر قصورش در حفاظت قبلی از یک مقام بالا توبیخ می شود درحالی که در آن اتفاق نیز خناسان مقصر بودند نه بادیگارد که اصرار داشت آن شخصیت جلیقه ضدگلوله بپوشد ولی به اصرار فردی چاپلوس و فرصت طلب از اطرافیان آن شخصیت اجازه داد که شخصیت مملکتی بدون جلیقه در جایی خطرناک ظاهر شود ودریک ترور کشته شود حال این بادیگارد است که مقصر شناخته شده  و  تعلیق از خدمت  می شود  و  اسلحه از او گرفته می شود واو می ماند و درد ها ی درونش والبته دلسوزیش برای نسل جدید وسرنوشت کشور که در قالب جوان دانشمند تبلور یافته و همچنان بی سلاح و بی ماموریت  چشم در مراقبت از این سرمایه دارد ودر آخر جانش را نیز دراین راه می دهد و سپر آن جوان در یک صجنه ترور می شود بی سلاح و  با تمام جان وجسمش  ومانع از از دست رفتن آن سرمایه ملی می شود این روزها حس می کنم فضای کشور خیلی شبیه فیلم بادیگار د خصوصا صحنه های آخر شده ومدام به تعبیر سینما گران به آن صحنه ها فلش بک می زنم کاش قدر بادیگار هارا قبل از رفتنشان بدانیم و  تردید ها وحتی به ظاهر تمردهایشان را درک کنیم  بادیگاردهایی از جنس بادیگارد حاتمی کیا البته و السلام






تاریخ : دوشنبه 95/10/27 | 10:8 عصر | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

یکی از اساتید اخلاق در شب رحلت هاشمی در تلویزیون اورا شهید خطاب کرد واین البته سخنی از سر سادگی یا سو ء تفاهم و سوء ظن نبود اما چرا باید هاشمی را شهید خواند ؟برای روشن شدن موضوع قدری تامل در مفهوم شهادت و شهید لازم است  شهید دو خصوصیت مهم دارد اولا در خط مقدم جهاد  حضور دارد و دوم این که با تیر و ترکش دشمن و مخالف  به لقای الهی می شتابد و جهاد نیز دارای ساحات مختلف است از جهاد نظامی و فیزیکی تا جهاد سیاسی تا جهاد فرهنگی همه را در برمی گیرد همین جا در پرانتز از نشناختن ماهیت جهاد از سوی برخی از اسلام ناشناسان  به سخن  یکی از روشنفکران دینی خارج نشین اشاره کنم که در نوشته ای مدعی شده بود روش امام حسین علیه السلام در تاریخ ائمه یک استثناست وباقی امامان  هیچکدام چنین روشی نداشتند این مطلب می رساند که آن روشنفکر درک درستی از جهاد وشهادت ندارد و جزو بدیهی ترین استدلال ها مقابل این سخن آن  است که اگر سایر ائمه روش امام حسین را نداشتند چرا همگی یا در زندان بودند  یا حصر شدید دیدند  ویا مسموم شدند ؟ اگر اهل جهاد نبودند چرا این همه فشار و تضییق دیدند ؟منطق این آقای روشنفکر البته با منطق متحجران  عافیت طلب یکی است و تنها لباس و ظاهر دیگری دارد بگذرم گفتیم که جهاد گونه های مختلف دارد و البته با ماهیت و هویت واحد و آن حضور در خط مقدم مبارزه و درگیرشدن  مستقیم با دشمن است  و هاشمی در تمام طول عمرش چنین بود همواره در صف مقدم بود او هیچ گاه  صحنه دفاع از اصولی که بدان معتقد بود را ترک نکرد و همه بغض دشمنانش نیز از همین در صحنه و خط مقدم بودن او بود و در تکمیل این جهاد روشی که هاشمی بسیاری مواقع در پیش می گرفت ودشمنانش را غافل گیر می کرد این بود که خیلی از مواقع با سپر قرار دادن خود و کشیدن خود به وسط معرکه چتر حفاظی برای دیگران ایجاد می کرد و با تاکتیک ایذایی دشمن را غافل گیر می کرد فرضا او دوست داشت دولت روحانی در سیاست خارجی موفق شود وحربه ظالمانه تحریم دشمنان را بشکند و  می دید که این دولت با هجمه بی امان و فشار عافیت طلبان دیروز و انقلابی نمایان امروز وکاسبان تحریم  از داخل  مواجه است و برای این که برای دولت فضای امن برای فکر و کار ایجاد کند خودبه وسط  میدان می آمد و سخنی می گفت تا توجه ها به او متمرکز شود ودولت آسوده انجام وظیفه کند و هزار تهمت وتوهین به جان می خرید تا حرکت دولت در عرصه های مهم وبین اللملی با شکست مواجه نشود ولذا ست که می گوییم او در خط مقدم مبارزه و بلکه بالاتر سپر دفاعی  بود و البته در خط مقدم بودن همان و مواجهه با هزار ترکش وتیر همان وگرچه هاشمی روحی آزموده و قلبی قوی داشت اما چون به شدت از جهاتی تنها بود آن نفس خسته بالاخره تاب نیاورد و با هجمه ها وحمله ها وزخم زبانها جان خسته اش  از بدن جدا شد وقلب او ناگهان از تپش ایستاد و  ظرافت های کار سخت و طاقت فرسای رزم و جهاد را اهل آن می فهمند لذا سردار اهل خط مقدمی چون سردار سلیمانی صادقانه و شجاعانه به غیرت و همت هاشمی گواهی می دهد و می گوید هاشمی از اول تا آخر یک گونه بود  فقط او تغییر تاکتیک می داد واین را البته چریک کار آزموده و  مجاهدی چون سردار سلیمانی می فهمد هاشمی در دفاع از آرمانهای بلندش یعنی اسلام عزیز و سربلندی ایران با همه تغییر تاکتیک ها استراتژی واحدی داشت و راز عشق مردم به او  و رمز مرگ  شهادت گونه اش نیز همین است






تاریخ : شنبه 95/10/25 | 9:5 صبح | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

انتشارات صدرا ، اخیرا کتابی منتشر  نموده که در آن گفتگوی چهار متفکر و روشنفکر دینی در دهه های چهل وپنجاه منعکس گشته است

دراین کتاب به گفتگوی علمی واندیشه ای آقایان دکتر شریعتی ، استاد مطهری،  آیت الله خامنه ای وجناب فخرالدین حجازی ،که در یک محفل و ناظر به سخنان یکدیگر ایراد شده اند پرداخته شده است

این کتاب هم دارای ارزش تاریخی درحیات اندیشه دینی کشورماست و فضای فکر ی آن زمان و نوع نگاه متفکران برجسته مارا به مسائل زمان تاحدودی روشن می کند 

وهم نشانگر روحیه و فضای همکاری و همفکری واحترام متقابل طیف ها و شخصیت های فکری درآن دهه های حساس است

امری که می تواند برای امروز جامعه ما نیز درس آموز باشد  موضوعی که به شدت به آن نیاز داریم وباتاسف روز بروز ازآن فاصله می گیریم

وآن فرهنگ گفتگو و  نعامل و نقد و بحث و بررسی در کنار دوستی واحترام متقابل است

مخاطب با خواندن این کتاب وسخنان هر چهار متفکر که درکنارهم سخن گفته اند به اختلاف دیدگاهها ونظرهای آنان پی می برد

اما درکنار ومهم تراز آن وحدت قلبی واحساس دوستی متقابل بین گویندگان را نیز به راحتی حس می کند

موضوعی که از عوامل مهم پیشرفت ورمز رشد وبه ثمر نشستن فعالیت ها ومجاهدات آن بزرگواران در دهه های چهل وپنجاه وطرح جذاب وانسانی اندیشه دینی در سطوح فرهنگی وعلمی کشور بود

وهمچنین باعث نهادینه شدن ارزشهایی چون ظلم ستیزی وعدالت طلبی درجامعه گشت که مظهر  وثمره مهم آن انقلاب اسلامی است

اما مع الاسف جامعه فکری ما به خاطر عوامل عدیده که مهم ترین آن سیاست زدگی و نزاع های سیاسی بود از آن فضا فاصله گرفت

ودراین میان عده ای فرصت طلب که شاخصه مهم آنها تحجر بود

و سعی وامید وآرزویشان حذف جریان روشنفکری  دینی واختلاف افکنی بین شخصیت های اندیشه دینی بود نیز بیشترین استفاده را نمودند

که نتیجه آن طرد وحذف ونفی برخی از تفکرات وشخصیت های سازنده فکری وحاکمیت فضای بدبینی ودشمنی شد 

جملاتی  از کتاب که بخشی از سخنان شهید مطهری است و می توان گفت عصاره وچکیده روحیات واندیشه های متفکران آن دوره است ، بدین مضمون است 

(بنده با آن که اختلاف فکری علمی زیاد با مهندس بازرگان دارم اما کتاب های ونوشته وروش ایشان در طرح اندیشه دینی دربین فرهنگیان ودانشگاهیان را مفید ودرنوع خود لازم می دانم که باید طرح شود )

ود رآخر ،فرهنگ گفتگو ومدارای فکری وفرهنگی موضوع فراموش شده ای است که آفات بسیار برآن بار می شود

ومهم ترین آن سرکوب اندیشه ها ی مصلحانه  و درمقابل رشد و برجسته شدن تفکرات متحجرانه وایجاد فضای بدبینی وناامیدی است

امیدوارم با نگاه درس آموز وعبرت آموز به روش بزرگان فرهنگی  وفکری در گذشته نه چندان دور  برای ارتقاء اندیشه وفرهنگ  امروز وآینده خود روش های بهتری برگزینیم






تاریخ : دوشنبه 95/2/20 | 11:49 صبح | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

حضرت علی علیه السلام  در مواردی از جمله درجنگ صفین به ادعای  حمایت مکارانه ابوسفیان از  ایشان  در جریان سقیفه اشاره نموده اند  این جریان را شیخ مفید این گونه روایت می کند

(قال ابوسفیان أما والله لئن شئتم لأملأنها خیلا ورجلا. فناداه أمیر المؤمنین علیه السلام:

 ارجع یا أبا سفیان، فوالله ما ترید الله بما قول، وما زلت تکید الإسلام وأهله،

ونحن مشاغیل برسول الله صلى الله علیه وآله، وعلى کل امرئ ما اکتسب وهو ولی ما احتقب ).#

(ابوسفیان گفت قسم به خداوند اگر بخواهید مدینه را پر از سواره و پیاده مى‌کنم.

امیر مؤمنان به وى فرمود: اى ابوسفیان بازگرد؛ قسم به خدا که در آنچه مى‌گویى خدا را نمى‌خواهى!

همیشه براى اسلام و مسلمانان نقشه کشیده‌ای؛ ما الان مشغول (غسل و کفن و دفن) رسول خدا هستیم.

و بر دوش هر کسى بارى است که خود کسب کرده است و سرپرست آنچه جمع آورى کرده هم اواست.)

دراین ماجرا ابوسفیان ادعای طرفداری از امام علی دارد ومی گوید می توانم مدینه را از سرباز برایت پرکنم

اما امام نمی پذیرد چراکه او ودشمنیش با اسلام را می شناسد

از جمله نکته های درس اموز دراین جریان آن است که اعلام حمایت یک دشمن مکار ومتقلب از فردی نشانه ضعف یا انحراف آن فرد نیست

وشاهد مهم تاریخی آن همین جریان است اگر صرف اظهار ارادت وحمایت یک دشمن دلیل ضعف شخصیتی باشد

آن گاه آیا عظمت وعصمت وبزرگی شخصی چون علی علیه السلام زیر سئوال نمی رود ؟!

درحالی که ما به حقانیت وعصمت امام علی ایمان راسخ داریم ودلائل محکم بر عصمت وحقانیت آن حضرت وجوددارد

بنابراین تمسک به ابراز حمایت واردات یک بیگانه ودشمن نسبت به فرد یا جریانی برای کوبیدن وتخریب وتخطئه آن فرد منطق سست وبی اساسی دارد 

امروز جانبداری ظاهری والبته مکارانه برخی از شبکه های دشمن از شخصیت ها وجریانات انقلابی وبا سابقه ابزاری دردست عوام فریبان شده تا ان را نشانه مشکوک وملکوک بودن آن شخصیت وجریان بدانند

وبر طبل توخالی انگلیسی  بودن برخی افراد بکوبند  که البته از لوازم سخن خود نیز ظاهرا بی خبر هستند و  به پیامدهای آن گویا توجه ندارند

دشمن البته غیر از ایجاد تفرقه واختلاف سودای دیگر ندارد خصوصا انگلیس که در تاریخ معاصر تز تفرقه بیانداز وحکومت کن ،او معروف است

اما چرا از فلان شخص وجریان حمایت می کند نه جریان مقابل دلیل مهم آن اقبال مردمی است که این جریان درسالهای اخیر یافته است

واین شبکه ها که طبق محاسبات میدانی احتمال بیشتر برای رای آوردن چنین افراد وجریاناتی می دهند از آنها حمایت می کنند

که علاوه بر ایجاد اختلاف هنگام رای آوردن آن جریان ادعا کنند آنها موثردر رای آوردن بوده اندوبه تعبیر مهندس باهنر صلای انا شریک سردهند

البته یک احتمال نیز از دید تحلیل سیاسی دوراز واقعیت نیست وآن این که اساسا این هادرباطن میل دارند جریانی که از آن حمایت می کنند رای نیاورد

وچون عکس العمل مردم را نسبت به تبلیغات خود را آزمود ه اند که غالبا ایرانیان خلاف نظر آنان اقدام می کنند هدف معکوس رادنبال می کنند

به هرحال دشمن دشمن است ونباید دردام فریب کاری او چه مستقیم وچه غیر مستقیم افتاد

وقطعا مردم ما که پیرو امام عرفان وسیاست علی علیه اسلام است فارغ از سخن دشمن به تشخیص خود عمل می کند

چه دشمن مکار در ظاهر موافق و درباطن مخالف  او باشد مثل ابوسفیان در  جریان سقیفه که امروز این گونه عمل می کند

وچه در ظاهر وباطن مخالف او باشد مثل فرزند ابوسفیان معاویه در جنگ صفین

والسلام

#شیخ المفید،  محمد بن النعمان  الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج 1، ص 190، تحقیق: مؤسسة آل البیت علیهم السلام لتحقیق التراث، ناشر: دار المفید للطباعة والنشر والتوزیع - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة، 1414هـ - 1993 م.






تاریخ : پنج شنبه 94/12/6 | 11:39 صبح | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

همه می دانند که جریان داعش وتکفیری از طرف صهیونیزم مدیریت می شود

وهدف اساسی آن ایجاد درگیر ی درونی بین مسلمان وحذف وانهدام جامعه وامت اسلامی به دست خود او ست

وزمینه ظهور ورشد این جریان نیز فهم متحجرانه و خشک وخشن وانحصار طلبانه وقدرتمدارانه از  دین اسلام است

بنابراین رژیم جعلی اسراییل در رودخانه آلوده وتیره و تار تاریک اندیشی وجزمیت افراطی صید های بزرگ وفربه ای به دست می آورد و مسلمان را به دست مسلمان دیگر ازبین می برد

این البته چهره روشن و واضح پروژه تخریب وانهدامی است که دشمنان اسلام در منطقه دنبال می کنند

امااین همه مساله نیست وتکفیر وتخریب درونی جامعه های اسلامی لایه ها ورویه های پنهان تری نیز دارد

که البته به خاطر پیچدگی مورد غفلت قرار می گیرد وخصوصا در جاهایی که عمل فیزیکی وجنگ وکشتار از نوع داعشی دشوار یا غیر ممکن است دشمن هدف خودرا به گونه دیگر دنبال می کند

وآن تخریب وانهدام وترور شخصیتی وایجاد وترویج خشونت های اخلاقی وسیاسی در درون جامعه است

ودرباره جامعه ما اگرچه  به خاطر آمادگی کشور وسربازان استوارش نتوانسته به گونه اول وفیزیکی اقدام کند وجنگ درونی به وجودآورد

مع الاسف در لایه و روش دوم تاحدودی موفق شده وجنگ واختلافات وتخریب وتهتک شخصیتی و نفی وحذف واختلاف افکنی سیاسی را توانسته دردرون جامعه ما پیش برد

وجریاناتی در کشور که با ادبیات خشن وبی اخلاقی وانحصار طلبی زاید الوصف در صدد نفی وحذف وتخریب هر اندیشه وشخصی  هستند

که اندکی با تمایلات ومقبولات آنها مخالفت می کند خواسته وناخواسته دردام لایه دوم جریان تکفیری افتاده اند

اگر داعش نمادها ونمودهای هویت تاریخی مسلمانان را می کوبد ومنهدم می کند اینان درداخل نمادها وبلکه سندهای زنده انقلاب را نشانه گرفته اند وتخریب شخصیتی می کنند

اگر تکفیری ها ابتدا مخالف مشی وحشیانه خودرا کافر می خواند بعد حکم کشتنش را صادر می کند وبعد دست به کشتار می زند

اینان به مخالف رویه های انحصارطلبانه خود القابی چون فتنه گر ونفوذی ومنافق  بار می کنند وآنگاه اورا مستحق هر مجازاتی می دانند

و واقعیت این است که تکفیر تکفیر است چه در قالب نظامی وکشتار بروز کند وچه در قالب سیاسی وگفتار و ریشه ها ومبانی هردو به یک جا برمی گردد

وآن ادعای حقانیت مطلق برای خود ونفی هر نوع نقص اندیشه ای وعملی از خود ودچار نوعی خود شیفتگی شدن درباره خود وندیدن وندادن اندک حق برای مخالف ومنتقد است

انحصار گرایی مستبدانه فکری وفرهنگی ریشه بی اخلاقی سیاسی وظلم عملی است

لذا به همان اندازه که درباره تکفیر بیرونی وجریاناتی چون داعش حساس هستیم باید مراقب تکفیر های درونی که در قالب های متفاوت از بیرون ظهور وبروز کرده واختلافات بزرگی را موجب شده یا می شود نیز بود






تاریخ : دوشنبه 94/11/19 | 10:18 صبح | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()
   1   2   3   4   5   >>   >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By SlideTheme :.