سفارش تبلیغ
صبا

از جمله نکات برجسته در حیات مبارک امام جواد علیه السلام مناظره های  ایشان با برخی از علماء زمان است که حدود نه مناظره از ایشان نقل شده است واز جمله موضوعات مطرح در مناظرات حضرت این است که ایشان بر اصل همراهی وتبعیت وموافقت روایات با قرآن  اهتمام ویژه داشتند امام جواد علیه السلام در چند مورد با توجه دادن مخاطبان خود به این اصل مهم تحقیقی در شناخت اسلام ومعارف آن برای همیشه تاریخ روش تطبیق وتوافق روایات با قرآن وشرط اعتبار روایات را در موافقت با قرآن مطرح نمودند


 از جمله در مجلسی فردی به روایتی استناد کرد که در آن ادعا شده که خداوند از طریق پیامبر درباره یکی از صحابه که بعدها به خلافت رسید این سئوال را مطرح نمود که پیامبر  از آن صحابه بپرسد که  آیا آن فرد از خدا راضی است ؟ امام این روایت را خلاف  آیه ای  دانست که درآن به نزدیکی واحاطه علمی خداوند بر انسان دارد ومی فرماید :ما از رگ گردن به شما نزدیک تر هستیم (ق/16) وامام فرمود خدایی که از رگ گردن  به انسان نزدیکتر است و از خصوصی ترین احوال او آگاه است نیاز به این سئوالات ندارد لذا همین محالفت با قرآن آن روایت  را نامعتبر می سازد ومجعول بودنش را اثبات می کند 

(طبرسی، الاحتجاج، 1403ق، ج2، ص446)


 این روش امام همواره به عنوان یک معیار مهم در شناخت روایات نادرست و همچنین برتری بخشی  ومرجعیت اولی واصلی  دادن به قرآن کار ساز است ودر مقابل تفکر ظاهر گرایی در میان  اهل سنت و مکتب  اخباری گری در میان  شیعیان  که به بهانه هایی قرآن را کنار می زنند ویا کم اهمیت  جلوه داده وهمواره روایات آن هم فهم ظاهری از آنها را بر قرآن مقدم می سازنند قرار دارد 


 امام می آموزد که روایات اصالت وحقانیت خودرا از قرآن می گیرند واین البته لوازم مهمی دارد که متاسفانه جهان اسلام چه شیعه وچه سنی در طول تاریخ کمتر بدان توجه نموده است واولین لازمه این اصل آن است که یک محقق دینی  واسلام شناس  قبل از فهم روایات باید فهم کامل ودقیق قرآنی پیدا کند وهمه علوم  اسلامی از تفسیر تا تاریخ وفقه وکلام وغیره همه باید از قرآن آغاز شود وبه قرآن ختم شود نکته ای که مع الاسف مغفول افتاده وبسیاری مواقع فهم محققان از قرآن به مراتب پایین تر از فهم آنها  از روایات است


 این  امر البته تنگ نظری های وکج فهمی های گوناگون فکری وعملی را پدید آورده است وجرات اجتهاد اساسی وراه گشا را در موارد زیاد از نخبگان وخبرگان گرفته است فقه ما برای پیش تازی وحل مسائل ومعضلات باید فهم خودرا از مبانی قرآنی آغاز کند ایضا کلام وسایر علوم 


 به یاد دارم در بحثی که با فردی فاضل داشتم وقتی از حق ولایت مردم بر حاکم اسلامی  سخن گفتم ایشان با تعجب بر آشفت که این را شما از کجا آورده اید ؟ووقتی به آیه امربه معروف اشاره نمودم که در آن قرآن تصریح بر ولایت مومنان بر یکدیگر دارد(توبه /71) ایشان که گویی تا آن زمان این آیه را نشنیده بود  با کمی تامل منصفانه پذیرفت


 در آن مجلس به ایشان عرض کردم که ما فقه را باید از قرآن آغاز کنیم والا هم دین را درست نخواهیم شناخت وهم بن بست ها را نخواهیم توانست گشود امری که مورد اهتمام ائمه علیهم السلام بود اما متاسفانه بعدها مغفول افتاد که اگر چنین روشی را در پیش گیریم  ومبانی را قبل از تاریخ وروایات وعلم اصول از قرآن بگیریم هم فقه وکلامی پویا خواهیم داشت وهم  دیگر نظریاتی چون (قبض وبسط تئوریک شریعت ) وامثال آن جایگاه وجولان چندان نخواهند داشت وفهم درون دینی از چنان غنایی برخوردار می شود که فهم بیرون دینی نمی تواند هر پنداری را بر او تحمیل کند این نکته البته مجال بیشتر برای تفصیل می خواهد و جایی فراختر از پستی در کانال مجازی  را می طلبد






تاریخ : یکشنبه 97/12/26 | 3:48 عصر | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

سیزده اسفند سالروز ولادت آیت الله طالقانی از روحانیون خوشفکر وفعال ودارای اندیشه پویا واز نواندیشان اصیل دینی معاصر است کسی  که جامعه امروز ما به شدت  دچار خلاء وجودی چنین شخصیت هایی است وبا آن که نضج وپیروزی انقلاب اسلامی نوید بخش تداوم وتکثیر شخصیت های از جنس طالقانی بود اما به علل مختلف سیاسی وفرهنگی این آرزو چندان به واقعیت نپیوست ومتاسفانه جریان جمود وتحجر در دهه های اخیر به شکل های مختلف ودر گونه های متفاوت سیاسی وفرهنگی چه در دانشگاه وچه حوزه  جریان نواندیشی اصیل  دینی را کنار زد

امروز بیشتر منابر خطبه های جمعه وجماعت مهم در دست کسانی است که نسبتی با تفکر ومنش امثال طالقانی ندارند نواندیشی دینی که عناصر انسانی دین را برجسته می کرد وفهم وقرائت او از اسلام با تکیه بر ارزشهای متعالی چون آزادی وعدالت وحقوق بشر بود به انزوا رانده شد وجای آن را نئو متحجرانی گرفتند که فهم واپس گرایانه خودرا در پس شعارهای تند سیاسی مخفی نمودند واز حاکمیت دینی فهمی استبدادی واز اسلام فهمی قشری واز فرهنگ قرائتی تک بعدی داشته ودارند 


این جریان به اسم اسلام وارزش هایش فرهنگ سترگ ومیراث مهم تاریخ اسلام وایران را که در ادبیات وفلسفه وعرفان این سرزمین نمود یافته بود به محاق بردند وبه اسم پرداختن به اسلام خالص وروایی جامعه را از اندیشه بزرگانی که آبشخور فکریشان  از کوثر زلال نبوت وولایت بود محروم ساختند وبزرگانی چون مولوی وسعدی وفردوسی وملاصدرا ودیگر فرهیختگان فرهنگ وتاریخ به نوعی در  تریبون های رسمی جامعه  وصداوسیما سانسور شدند وگرچه شعار مبارزه با تهاجم فرهنگی داده شد اما درعمل با نادیده گرفتن وکنار زدن مواریث فرهنگی وادبی بیشترین خدمت به تهاجم فرهنگی وفرهنگ مهاجم شد  


از سوی دیگر به نام مبارزه با فرهنگ غرب ارزشهای اصیل انسانی چون آزادی وکرامت وحق انسان به صرف این که غرب امروز داعیه دار این مفاهیم است مورد تغافل وبلکه تقابل قرار گرفتند وبزرگانی که در تلاش برای تعامل فکری وآشتی دادن این مفاهیم با احکام اسلامی وفهمی انسانی از فقه وشریعت انسانی بودند مثل مرحوم آیت الله منتظری که در پایان عمر در صدد سازگار نمودن فقه با حقوق بشر بودند مورد بی مهری قرار گرفتند 


?این رویه حداقل دو پیامد منفی ومهلک را به دنبال داشت نخست این که بعداز ارتحال امام خمینی تا کنون تقریبا هیچ نوآوری مهم وقابل اعتناء در نظام سازی اسلامی را شاهد نبوده ایم وبلکه مهم ترین نوآوری امام که بنای مجمع تشخیص مصلحت نظام بود به خاطر فقدان ونبود شخصیت هایی عالم نوگرا در تصمیم سازی ها وتصمیم گیری ها دچار نوعی اختلال گشته است 

ودیگر موجب  رشد نواندیشی دینی غیر اصیل گشت  که از سکولاریسم سر در آورده وامروز منادی جدایی دین از سیاست گشته وخلاف تفکرات وزحمات روشنفکری دینی اصیل که مدافع جدی دین اجتماعی سیاسی در سده اخیر بوده ونظریه پردازان برجسته ای چون دکتر شریعتی دراین باره تئوری پردازی داشته اند حرکت می کند وبه نوعی تکمیل گر مکتب فکری متحجران هستند 


?راه اصلاح بازگشت به سیره وروش اندیشه ای  است که از  سید جمال الدین  تا سید طالقانی امتداد دارد ودر آن دین  در کنار عقلانیت و اسلام در کنار فرهنگ ایرانی وارزشهای مذهبی در تعامل با ارزشهای انسانی وجهانی فهمیده می شوند واز همه اندیشه ها ومواریث فرهنگی در نظام سازی فرهنگی واجتماعی وسیاسی استفاده می شود






تاریخ : سه شنبه 97/12/14 | 12:30 صبح | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

 

در گذشت همسر دکتر شریعتی دوباره وصدباره نام ویاد  وخدمات خاندان شریعتی را یادآور گشت از استاد محمد تقی شریعتی که در دهه های بیست وسی به دفاع به روز از اسلام واحیای قرآن ومعارف آن در بین نسل جوان ودانشگاهی می پرداخت 

 تا دکتر شریعتی که دردهه چهل وپنجاه با سخنرانی های خود در حسینه ارشاد موج انقلاب دینی را در کشور به راه انداخت وبا احیاء  نام شخصیت های اصیل صدر اسلام وارائه چهره ای پویا  از اسلام امید نو وفراوان در دلها زنده نمود وقرائتی از دین را زنده کرد که دراین جمله او خلاصه می شد (دینی که به درد زندگی  قبل از مرگ  نخورد به درد بعداز مرگ نیز نخواهد خورد )

قرائتی که شوربختانه بعد از شریعتی از دو سو با جفا روبه رشد نخست سیاستمدرانی  که آن را ابزار سیاست ورزی خود نمودند وزندگی را معادل قدرت گرفتند واز قدر قرائت امثال شریعتی فرو کاستند وزندگی فرهنگی وزیست عقلانی وحیات اجتماعی وروش اخلاقی را دراین نگاه به درستی ندیدند واسلام زنده را تبدیل به اسلام قدرت جو وسیاست زده نمودند 

دوم روشنفکرانی چه از جنس ملی وچه دینی که شریعتی وقرائت اورا یا مایه هرج ومرج فکری جامعه تلقی کردند (سید جواد طباطبایی )ویا شریعتی را ایدئولوگ توصیف نمودند ودین را فربه تر از ایدئولوژی دانستند (عبد الکریم سروش )هردو وسه جریان باز دن سدهای سیاسی وفکری جامعه را از باز تولید مثل شریعتی وتکامل یافتن آن اندیشه متعالی وبا بن مایه های بومی واسلامی باز داشتند 

 

واما خانم پوران شریعت رضوی همسر دکتر شریعتی همراه وهمدل شریعتی  در مبارزه فرهنگی وسیاسی بود کسی که شریعتی درنامه ای اورا کسی می داند که در دوره ناامیدیش جان جدید در مبارزه وکار فکری سیاسی به او می بخشد 

همسر دکتر شریعتی هم همراه ومشوق صدیق وباوفای شریعتی در مبارزه  وهم بعد از درگذشت پاسدار حرمت ونام شریعتی بود وقتی در دهه هفتاد مرکزی که باید در خدمت انقلاب وجامعه باشد با پول بیت المال علیه شریعتی وبا تحریف تاریخ به اصطلاح  تحلیلی از نهضت را منتشر کرد واورا به خیانت متهم نمود این همسر شریعتی بود که با کتاب (طرحی از یک زندگی )با صداقت وصمیمیت پاسخ آنان را داد و هنوز نیز اگر کسانی تحت تاثیر کتاب سید حمید روحانی خیال می کنند شریعتی به نهضت خیانت نمود بهتر است کتاب طرحی از یک زندگی را بخوانند وتاپاسخ آن تحریفگر تاریخ انقلاب را بینند

البته سالهای بعد که شخصیت های اصیل وانقلابی یک به یک از ناحیه انحصار طلبان وغایبان عرصه های عسرت انقلاب مورد تخریب قرار گرفتند برای نسل های  جوان اهداف پشت پرده زدن شخصیت های اصلی انقلاب که با تخریب مثل شریعتی آغاز شد روشن گشت که خالی شدن عرصه فکری وسیاسی جامعه انقلابی از متفکران وپیشتازان انقلاب وجان گرفتن جریان تحجر وبه قهقراء بردن انقلاب  دنبال می شده است 

یاد همه خادمان دین وکشوراز جمله خاندان خدوم شریعتی وهمسر فرهیخته وفداکار دکتر شریعتی گرامی باد






تاریخ : شنبه 97/11/27 | 12:22 عصر | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

آمدن  امام به ایران ایران را وارد عصر جدیدی از حیات خودنمود وآن روز که امام آمد انقلاب  مردم ایران از چند جهت در اوج شکوه وتعالی بود نخست اینکه وحدتی بی سابقه بین نیروها واقوام مختلف شکل گرفته بود حس یاری به هم به حد بی سابقه رسیده بود و به تبع  امیدهای اجتماعی فزونی چشمگیری یافته بود تضادّها وتفاوت ها ازجنس قدیم وجدید رنگی نداشت، روشنفکر وسنّتی دین دار ولاییک ،غنی وفقیر دانشگاهی وحوزوی همه باهم بودند ودرکنار هم ورمز پیروزی نیز همان طور که امام بارها می گفتند همین وحدت ویک دلی بود 

دوم حضور حواریون اندیشمندومصلح چون دکتر بهشتی آیت الله طالقانی آیت الله منتظری واستاد مطهری  دکتر مفتح وآیت الله خامنه ای وآیت الله هاشمی ومهندس بازرگان ودکتر یزدی درکنار امام وانقلاب  بود که هرکدام وزنه علمی وسیاسی وبااندیشه اصلاحگرانه وانقلابی بودند واز این جهت انقلاب اسلامی غنای کم نظیر فکری را با خود داشت 


سوم جامعیّت شخصیّت امام خمینی در رهبری انقلاب  بود که هم عارف وهم فیلسوف وهم فقیه وسیاستمدار مصلح  بود جامعیت بی نظیری که قبل وبعد از ایشان درتاریخ هیچگاه مشاهده  نشد

این سه ویژگی با لوازمی که داشتند نوید تحولات ژرف وشگفت انگیز ومبارک را می داد پشتیبانی بی سابقه مردمی با حضور طبقات واندیشه های مختلف سیل خروشانی را ایجاد کرد که هیچ سدّ داخلی یا خارجی جلودار حرکتش نبود وباعث پیش رفتن نهضت وپیروزی شد حضور چهره های عالم واندیشمند انقلاب را از افتادن در ورطه تحجر وافراط گری وخشک اندیشی ونگاه تک بعدی به اسلام  در تدوین پیش نویس قانون اساسی وتعیین سیاست های اول انقلاب بازداشت و امید بخش تعادل واعتدال فکری وفرهنگی سیاسی در مسیر انقلاب بود وجامعیت امام هم نقاط قبل را تکمیل می کرد ومحوریت می بخشید 

اما سوکمندانه با گذشت چند ماه از انقلاب به علل ودلائل مختلف این عناصر حرکت وحیات بخش دچار اختلال شدند بخشی از انقلابیون با تمامیت خواهی وانحصار طلبی به حذف دیگر افراد وگروهها پرداختند تا حدّی که برخی ازآنها تا ترور فیزیکی نیزپیش رفتند  وبعداز ایجاد شکاف وتفرقه که آفت ویرانگر عنصر نخست یعنی وحدت بود با از بین بردن شخصیّت های اندیشمندی چون مطهری وبهشتی ومفتح در غنای فکر ی وعقبه فرهنگی انقلاب نیز تاثیر بشدت مخرب نهادند واین مسئله بعد از ارتحال امام به خصوص در دهه های اخیر از جانب گروه های دیگر وبه شکل دیگر ادامه یافت ودرسالهایی  عده ای فرصت طلب  باسیاست افراطی  در فرهنگ وسیاست وراندن امور به سمت تحجر با شکل جدید آن  وانحصار طلبی وخالی ساختن عرصه ها از انقلابیون حقیقی انقلاب اسلامی را  با چالش های جدی وخطرات بنیادین  مواجه ساختند که امروز نیز کم وبیش این روند  ادامه دارد 


لازمه مهم فکری  این روش های تخریب گر فهم ارتجاعی وتک بعدی از انقلاب اسلامی وباز تولید قرائت حکومت اسلامی به جای جمهوری اسلامی وکم رنگ کردن ارزش های اصیلی چون عدالت وآزادی وپیشرفت وحقوق سیاسی مردم در انقلاب  بود که در دهه های اخیر برخی از متحجران غایب  عرصه مبارزه عَلَم آن را بلند کرده اند 


ولازمه عملی آن حذف عناصر اصیل  وایجاد ناامیدی وبی اعتمادی اجتماعی و خالی شدن عرصه های مدیریتی از عناصر کاردان واستفاده نکردن از همه ظرفیت ونیروی خبره کشور ودر عوض پدید آمدن مسئولان ومدیرانی  ریاکار به خصوص در سطح میانی  و به تبع بروز فسادهای مدیریتی و تحمیل سیاست های انحصار گرانه به خصوص در عرصه فرهنگ در کشور را موجب شد  و  انحصار طلبی فرهنگی موجب رشد ابتذال فرهنگی گشت ورسانه هایی چون صداوسیما در فقر فرهنگی خود خواسته وکنار زدن نیروها باعث رشد هنر وفرهنگ مبتذل شدند 


واما راه چاره وعبور از این اوضاع مفسده خیز در  این است که دوباره به وضعیت اول پیروزی انقلاب باز گردیم  که حضرت امیر فرمود :

إِنَّ الاُْمُورَ إِذَا اشْتَبَهَتْ اعْتُبِرَ آخِرُهَا بِأَوَّلِهَا

کارهاوقتی شبه ناک شد آخر آن با اول آن سنجیده می شود(نهج البلاغه /حکمت 76)


لذا با بازگشت به آن عناصر اصیل باید  همه نیروها را در خدمت انقلاب بخواهیم تکثر فرهنگی را بپذیریم وبه جای نگاه تک بعدی صرفا فقهی یا سیاسی به دین وانقلاب نگاه های جامع وچند ساحتی را در اداره کشور به کار گیریم وآزادی وعدالت وجمهوریت واسلامیت ومردم ورهبران سیاسی واحزاب مختلف را باهم بخواهیم وآفت مهم تهدید گر انقلاب را انحصار طلبی فکری وسیاسی و کنار نهادن عناصری چون جمهوریت و تنگ نظری در گزینش نیروها بدانیم وآنها را درمان کنیم‌






تاریخ : شنبه 97/11/13 | 7:36 عصر | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

ما جامعه وجمعی هستیم که از فاطمه بسیار می گوییم وبا فاطمه بسیار فاصله داریم همان طور که علی را در ظاهر  بسیار یاد می کنیم با علی بسیار بیگانه ایم

علی وفاطمه برای ما در حدّ یک شعار مقدس مطرح است  نه علی را درست می شناسیم ونه فاطمه را ودلیل آن روشن است فاطمه در منطق قرآن کوثر است (

إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ 

ما به تو کوثر عطا کردیم .

(/کوثر/1) )وکوثر یعنی خیر کثیر و جامعه وجمعی که خیر کثیر را می شناسد باید از خیر سرشار باشد واز سوی دیگر خیر کثیر در قرآن مترادف حکمت است

مَن یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرًا کَثِیرًا  آنکه به او حکمت داده شود ،بی تردید او را خیر فراوانی داده اند .(بقره /269) 

 حکمت را قرآن در دوحوزه نظر وعمل معنا می کند لقمان اخلاق مدار الگوی حکمت عملی قرآن است

َلَقَدْ آتَیْنَا لُقْمَانَ الْحِکْمَةَ 

و به راستی ما به لقمان حکمت عطا کردیم  .(لقمان /12) 

 وبر پیامبردر سوره اسراء که روایت عروج او تا اوج ملکوت و دیدن وفهم باطن هستی است از حکمت نظری می گوید

ذَ?لِکَ مِمَّا أَوْحَى? إِلَیْکَ رَبُّکَ مِنَ الْحِکْمَةِ  

این  از حکمت هایی است که پروردگارت به تو وحی کرده است .(اسراء/39) 

لذا  انسان برخوردار از حکمت کامل یعنی انسان ملتزم به اخلاق واندیشه وبینش استوار ومتعالی  وجامعه برخوردار از خیر کثیر یعنی جامعه اخلاق واندیشه محور ، وباطن بین ورسته از ظاهر بینی  فاطمه عینیت حکمت وکوثر وخیر کثیر است  که اسوه وتجلی ادب واخلاق است ونشانه بارزش تربیت معلمان بزرگ انسانیت واخلاق یعنی حسن وحسین تحت تعلیم وتربیت اوست او در  حکمت نظری وشناخت اندیشمندانه از جهان وخدا وانسان نیز  پیشتاز است که سوره انسان از جمله در شان او نازل شد و در خطبه فدک ودر خطابه های زینب دختر او می توان نشانه های آشکار این حکمت واندیشه ومعرفت بلند وتودرتو وعمیق را  دید 

 اما ما ما مدعیان پیروی فاطمه وعلی وقرآن چقدر از این الگو ها ومعادن ومخازن شرف وانسانیت دوریم ونشانه اش غربت اخلاق ومرام ومروت میان بزرگ وکوچک ماست راحت دروغ می گوییم به سهولت حریمها را می دریم  وبه آسانی حق ها را ضایع وپامال می کنیم در حکمت نظری نیز در اندیشه وروش اندیشیدن استوار وعمیق نیز به شدت می لنگیم خود را خیلی از جاها از  تحقیق واندیشه بی نیاز می دانیم برای رسیدن به حقیقت گفتگو نمی کنیم که برای اثبات خود جدل می کنیم بیشتر ظاهر بین هستیم تا اهل غور در باطن  بیشتر خودبین هستیم تا اهل ایثار وگذشت  و به  حوادث کوچک وبزرگ به دیده عبرت نمی نگیریم شیوه ای که عادت اهل حکمت است


خود فاطمه چنین بود ودر شب عروسیش  از سویی پیراهن خود می بخشد واز سوی دیگر به یاد مرگ می افتد  و در اوج زندگی  هم خودرا ندیدن وهم حقیقت مرگ را دیدن دلی دانا ودیده ای عبرت بین می خواهد زهرا درشب عروسی خطاب به علی فرمود:

فَکَّرْتُ فی حالی وَ اَمْری عِنْدَ ذِهابِ عُمْری وَ نُزُولی فی قَبْری فَشَبَهْتُ دُخُولی فی فِراشی بِمَنْزِلی کَدُخُولی اِلی لَحْدی وَ قَبْری ...»( ارشاد شیخ مفید، ج1، ص270)

 پیرامون حال و رفتارم فکر کردم و به یاد پایان عمرم و منزلگاه دیگری به نام قبر افتادم که امروز از خانه پدر به خانه شما منتقل شدم و روزی دیگر از روزی دیگر از اینجا به طرف سنگ لحد و قبر خواهم رفت

دراین نگاها البته فاطمه نمی خواهد با یاد مرگ افسردگی وتیرگی وناامیدی بر قلبش بریزد بلکه می خواهد با عبور از ظاهر زندگی  دل خودرا متذکر وبیدار وآماده سازد ودرغفلت لحظه ها فرو نرود و زندگی را در حساس ترین ولذت بخش ترین لحظات لبریز یاد حق کند که در ادامه اظهار می دارد دوست دارد آن شب به نماز وعبادت بایستد 

می شود جان ومغز حکمت را در دو حوزه نظر وعمل شناخت وتوجه به حق خدا وحقوق سایر انسان ها  وعبور از مراتب ظاهر بینی که دشوار ترین  مرتبه اش خودبینی است دانست  وفاطمه که کوثر لقب گرفت که عینیت حکمت شد چون پاسداشت حق  خدا وخلق  وندیدن ظواهر و خود خواهیها خمیره جان عزیر ش بود وپاسداشت ما برای  فاطمه تنها به گریه وندبه نیست وبیش از هرچیز پیروی از منطق اخلاقی وبینش مشید وحکمت متعالی  وباطن بین اوست

 سلام الله علیها






تاریخ : یکشنبه 97/10/30 | 12:35 عصر | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()
   1   2   3   4   5   >>   >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By SlideTheme :.