سفارش تبلیغ
صبا

خانه علی که پناه انسان در عسرت های زمین و ذلت فروزی های زمان ها ست پرورنده انسان های صالح و مصلح وابرمردانی است که تا انتهای تاریخ بر تارک جهان  می درخشند ودرس حقیقت ومعرفت و عدالت وبندگی و آزادی وصلح ورستگاری و  مردانگی وغیرت وفتوت به بشر می دهند

 حسن وحسین وزینب سه نواده جلیل وجمیل رسول عزت وکرامت وسه فرزند  فرهیخته و فرین علی وفاطمه هر کدام دنیایی از انسانیت را در خود متجلی ساخته اند وحسین یکی از این سه مولود وثمر مبارک شجره  نبوی وعلوی است  که حماسه را با عرفان و مقاومت واستقامت را با معرفت و شجاعت وخطر کردن را با حلم وشرافت و سیاست را با غیرت واقتدار و عدالت طلبی را با جان فشانی و توحید را با قسط ودادگری و آزادی خواهی را با آزادگی وایمان را با انسان و خدا را با مردم وخود را بدون خود خواهی ودین را با اخلاق می بیند و می شناسد ومی شناساند 

علی وخانه علی و فرزندان علی بیش وپیش از هر حسن وحسنه ای تجلی بخش اخلاق انسانی هستند که سوره انسان نیز در شان این خانه وخانواده نازل شد اخلاق انسانی  که هدف بعثت پیامبر از زبان مبارکش شناخته شد واخلاقی که مایه وپایه سعادت انسان است 

ودر این میان خلق حسینی در خشنده گی بی نظیر دارد در کاروان حسین ودرمیان شاگردان برجسته او کسی چون مسلم اولین شهید حسین وحقیقت حضور دارد که به پاس اخلاق از کشتن ناگهانی دشمن وبلکه ام عدو ورییس وفرمانده سپاه ستم در خانه هانی منصرف می شود مبادا که از دایره اخلاق بیرون رود ومبادا هدف مهم تر رازیر پا بگذارد اباالفضل دیگر دانش آموخته وافسر ارشد مکتب ومرام حسین با کام تشنه از فرات باز می گردد که مبادا خلاف مروت عمل کند وحسین تشنه باشد واو سیراب وهمچنین اطاعت فرمان حسین در سقایی را بر فرمان نفس در جنگ ونمایش پهلوانانه ترجیح می دهد وزهیر با عازم شدن به سمت حسین همسر خودرا از دین همسری بیرون می برد تا بعد از او، او دربند  باری ودینی بر دوش خود نباشد 

و حسین هر کس را که دینی و قرضی از دیگری بر گردن  دارد را از همراهی با خود معذور می دارد تا حق انسان که پایه اخلاق است را ارج نهد وباز  حسین  لشگر تشنه حر را سیراب می‌کند لشگری که برای ممانعت از ورودش به کوفه آمده است واما شاهکار اخلاقی حسین که درشب عاشورا از تمام یاران وهمراهان صدیق بیعت بر می دارد واجازه می دهد وبلکه از آنان می خواهد که اورا واگذاردند واز آن صحرای سرخ  دور شوند وجان خود نجات دهند وگناهی نیز بر آنان نمی داند واین همه یعنی فرزندان علی در خانه خدایی علی وفاطمه بیش از هر درسی درس انسانیت و اخلاق وحق شناسی وحق مداری فرا گرفته اند

گرچه امروز برخی از مبلغان  خام یا شیفته قدرت مدعی نام حسین وعلی به اسم سیاست وقدرت می خواهند چهره شاخص درخشان اخلاق را در مدرسه ودانشگاه انسان سازی حسین وعلی کمرنگ و نزار جلوه دهند وهدف بعثت ورسالت وامامت را امور دیگر وغیر از اخلاق معرفی کنند  اما اندک آشنایی بدون پیش داوری متاثر از قدرت طلبی درونی با زندگی وسیره اهل بیت انسانیت وطهارت  اولویت واولیت اخلاق و توجیه نشدن وسیله با هدف را دراین مکتب  نشان می دهد، قدر این خانه خدایی واین برترین خلایق اخلاق مدار را بدانیم واز خدا بخواهیم زندگی ومرگ مابا خلق حسینی سرشته وبسته شود






تاریخ : شنبه 97/2/1 | 12:5 صبح | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

  بعثت آغازی بر پایان فترت رسالت ونوید دهنده  اتصال مجدد انسان و آسمان بود آغازی که این بار پایان ندارد که بر خدا و انسان وقلم استوار گشته است

[بخوان به نام پروردگارت که  آفریده بخوان  که پروردگارت کریم ترین است . 

هم  او  که به وسیله قلم آموخت ،

](علق/1-5)


? بعثتی که با خواندن آغاز می شود وبا خواندن ادامه می یابد و کتابی که ره آورد این بعثت است معجزه نیز هست واین یعنی این  بعثت بعثت کتاب واندیشه است واین یعنی این بعثت ماندگار وجاوید خواهد بود دراین  بعثت ،محمد مصطفی کتابی می آورد که عقلها را می شوراند و گنج  های عقول را آشکار می سازد (نهج البلاغه/خطبه)  کتابی که بیش وپیش از هرچیز درس کرامت می دهد از کرامت انسان می گوید وبر کرامت انسان می کوشد و برنامه وطرح دارد

[و آن زمان را یاد آر که پروردگارت به فرشتگان گفت : بهیقین خلیفه در زمین قرار مى دهم .]

(بقره /30)


 کتابی که هدف متعالی خود وسایر کتب آسمانی را بر پایی عدالت بدست انسان می داند

[همانا ما پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنانکتاب و ترازو  نازل کردیم تامردم به عدالت بر خیزند ،  ].(حدید /25)

 وکتابی که به  حریت و آزادی آدمی ارج می نهد

[در دین ، هیچ اکراه و اجباری نیست همانا راه رشد از گمراهی آشکار شد] (بقره /256)

 کتابی که جامعه می سازد و ایده متعالی امت  میانه ومعتدل را طراحی می کند  

[و همان گونه شما را امتی میانه قرار دادیم   ].(بقره /144) 

کتابی که عنصر حیات بخش امامت  را در زندگی انسان وارد می سازد وبه او رسیدن بدان را تعلیم وتدکار می دهد 

[پروردگارا !  همسران وفرزندانمان مارا  مایه چشم روشنی  و ما را امام پرهیزکاران قرار ده](فرقان /47) 

 کتابی که از  ناس وخدای ناس ومردم  می گوید وبرای ناس دل می سوزاند وبا ناس ختم می شود

بگو : پناه مى  برم به پروردگار مردم (ناس/1)


جامعه حجاز  با قرآن جانی

دیگر گرفت گرچه قدرت طلبی برخی وتعصب برجامانده برخی بیشتر بعداز رحلت پیامبر اسلام از جلا وشکوه ورشد مطلوب امت رسول کاست اما با وجود همه تشطط ها همچنان نور قرآن در ظلمت زمانها راهبر جامعه مسلمان بود ودرزمانی که مغرب زمینیان در قرون  جاهلی وسطی به علم واندیشه سوزی مشغول بودند مسلمانان در پرتو تعالیم قرآن تمدن اسلامی بنا کردند که در درون خود بزرگانی چون حافظ ومولوی وابن سینا وسهرودی وابن عربی وملاصدرا و..می پروراند و در زمانی کلیسا عالمان را زنده زنده می سوزاند  حجم کتابخانه های مسلمین به گواهی تاریخ به شمارگان ملیونی می رسید


 اماوهزار اما وافسوس  بلا وبلیه دور افتادن از محتوا  وحقیقت  قرآن ودرگیر شکل  وشرعیت شدن آغازی بر انحطاط مسلمانان شد انحطاطی که هنوز میز کم وبیش ادامه دارد وترمیم نشده است وگرچه در آغاز ومیانه  سده اخیر بزرگان و روشنفکران متعهد جهان اسلام چون سید جمال وعبده وسید قطب وکواکبی ودرایران مصلحانی چون علامه طباطبایی و استاد محمد تقی شریعتی و آیت الله طالقانی و دکتر شریعتی ومهندس بازرگان وشهید مطهری  وبرحسته تر از همه امام خمینی به احیای معارف حیات بخش قرآن اهتمام ورزیدند و پرچم   بازگشت به قرآن وحقایق انسان وجامعه ساز اورا علم کردند 


اما در دهه های اخیر دو آفت خطرناک و ویرانگر بر جان جامعه مسلمان افتاد واین نهضت نوپای قرآنی را با مخاطره مواجه ساخت نخست نضج و ظهور روشنفکرانی خنثی وبی عقیده به عمق معارف قرآن در دنیای اسلام از عرب وعجم بود که کوشیدند با تئوری پردازی های  نورد پسند دنیای سرمایه داری وجهه جامعه سازی قرآن را مخدوش سازنند وبا تسلیم برابر  علمانیت وسکولاریسم قرآن را به قبرستانها ونهایت مساجد وعبادتگاهها تبعید کنند واورا از جامعه وجامعه را از او باز ستانند والبته با تاسف تا حدودی هم موفق شدند 


آفت دین ودنیا سوز دیگر  قشریت و شرعیت محوری بود که در خلا حضور عالمان مصلح وروشنفکران متعهد شکل گرفت ورشد یافت که با برجسته کردن وبلکه نوعی نگاه کاریکاتوری به بعد فقهی  و ظاهری و غفلت متعمدانه از باطن وروح عدالت و آزادی وکرامت طلب قرآن چهره ای دگم ومتحجرانه از قرآن ارائه کردند و این جریان نیز که خواسته یا ناخواسته مکمل جریان روشنفکر سکولار وخنثی در بی اعتبار ساختن قرآن بود هم در ایران وهم جهان اسلام ومیان عرب بروز و ظهور یافت وهمچنان جهان اسلام رنجور این دو جریان است


 سکولاریسم وتحجر دو لبه قیچی هستند که هدفی واحد را در عمل دنبال می کنند و آن گرفتن حقیقت قرآن از جامعه انسانی است وامروز شناخت قدر بعثت با  مقابله فکری وفرهنگی  وحتی سیاسی با هردو جریان است وتا زمانی که این دو جریان به ظاهر مخالف هم  ودرباطن همراه وهمگام در جهان اسلام چه ایران وچه در منطقه نفوذ دارند قدرت قرآنی انسان مسلمان در اسارت وتنگنا خواهد بود و درخشش جامعه اسلامی تنها در کنار زده شدن این دو جریان امکان پدیر خواهد بود






تاریخ : جمعه 97/1/24 | 2:34 عصر | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

 


روایت فتح که در دهه شصت وهفتاد شب های جمعه از سیما پخش می شد با صدایی دلنشین همراه بود که بعدها فهمیدیم کارگر دان آن مجموعه نیز همان صاحب صدای آسمانی است آوینی مهندس و هنرمند و متفکری  که با گذر از کوچه های روشنفکری خودرا در خیابان انقلاب یافته بود بعداز انقلاب خصوصا بعداز آغاز جنگ شخصیتی ویژه یافت وتمام اندیشه واحساس خودرا در خدمت انقلاب قرار داد البته با معرفتی سترگ و  آزموده 

آوینی تنها راوی وکارگردان مستند ساز نبود او متفکری در عرصه فرهنگ بود که سالیانی مدیریت مجله فرهنگی هنری سوره را بر عهده داشت ومقالات تامل انگیزی در آن می نوشت او در تحول روحی خود به آرمان شهری از جنس شهود و اشراق رسیده بود او  در هنر به اشراق اعتقاد داشت هنرمند را وسیله ای می دانست که باید زمینه لازم را در روح خود برای آینه تجلی حق شدن فراهم سازد

 او  در تئوری اشراقی خود قائل بود که هنرمند بین خود و سوژه و مخاطب نباید حائلی ایجاد کند واز اولین هنرمندان مستندی بود که میکرفون را آگاهانه از صحنه گفتگو حذف کرد وآن را مانعی در انتقال پیام می دانست

آوینی در نگاه اشراقی به جهان وهنر چندان به زمان اعتقاد نداشت لذا راحت بین حال وهزار سال پیش ارتباط برقرار می کرد در نگاه او جبهه ایران گویی روز دیگر یا آن دیگری از کربلا بود

 آوینی همچنین بشدت ایرانی وایران دوست بود هیچ وقت یادم نمی رود نوشته تجلیل آمیزی که از سریال (قصه های مجید )در سوره نوشت که بشدت احساسی احساسی پاک وزلال بود او این سریال را به خاطر بر خورداری از  رگ ورنگ ایرانی  بشدت دوست داشت 

وجه دیگر اندیشه آوینی فطرت محوری او بود او با آن که فلسفه غرب ‌واسلامی را در حد خود خوب خوانده بود وجای عقل وارزش آن را می دانست اما فطرت را فراتر می نشاند موضوعی که به نوعی ملهم از منبع متعالی چون قرآن بود  در این نگاه هنری که مردمی است وبا فطرت مردم ارتباط می گیرد ارزشمند است و لو آن که در محافل هنری وروشنفکری از اقبالی برخور دار نباشد لذا فیلمی چون( نیاز) را می ستود وبرخوردار از اصالت وارزش والا می دانست

 آوینی  غیرتی مثال زدنی هم داشت آن هم غیرتی کامل او هم در باره حدود الهی و حقوق اولیا الله غیور بود وهم در باره حق مردم، از یکی از یاران آوینی شنیدم که می گفت در تماشای فیلمی در سالن عمومی یکباره آوینی بلند شد وبه حرمت شکنی فیلم نسبت به حضرت زهرا فریاد زد وهمچنین در سخنان آقای پور احمد کارگردان (قصه های مجید) خواندم که می گفت کافی بود پیش آوینی ذره ای غیبت کسی شود فورا عصبانیت او مشهود می شد واین همان غیرت کامل است غیرت الهی وانسانی 

ویژگی دیگر آوینی عمیق  وجامع بودن او در فهم فرهنگی و سیاسی بود او بعداز قبول قطعنامه اتمام جنگ مقاله ای در سوره نوشت وبه  کسانی  که این مساله را هضم نمی کردند صلح امام حسن  را یاد آور شد وهمچنین موضع گیری شیعیان افراطی وزمان ناشناس  زمان امام حسن مثل سلیمان صرد خزاعی علیه امام حسن را عبرت گیرانه مطرح کرد وحرکت تند روانه را خامی بر شمرد

 آوینی منتقد بسیاری از روشنفکران وهنرمندان زمان خود از دکتر سروش تا مخملباف ودیگران بود اما همواره دو نکته را در نقد خود رعایت می کرد یکی برخورد اندیشمندانه وبا مطالعه وفکر ودوم پرهیز از پرده دری وهتاکی بود و لذا در سرمقاله  ای در یکی از شماره های سوره به صراحت نوشت روش او و مجله اش در نقد  مخالفان فکری پاک  از روش امثال روزنامه کیهان جداست و این خصیصه آوینی مورد اقرار مخالفان فکری او نیز بود به گونه ای که آقای مسعود بهنود که به نوعی جزو همان افراد ی بود که مورد نقد آوینی قرار می گرفت بعداز شهادت او به این خصلت نیکو وانسانی آوینی در مستند(مرتضی وما) اعتراف می کند 

 بهرحال آوینی از نوادر واز انسان های تکرار نشدنی دهه های قبل که گویا در پروراندن انسان های استثنایی دهه های پرباری بودند بود او به راهش ایمان ومعرفت والا داشت ودر پیمودن این راه می کوشید همه اصول وروش های انسانی والهی را به جد رعایت کند وهمچنان جای خالی او در عرصه فرهنگ وهنر بشدت احساس می شود و کتاب هایی که از او به یاد گار مانده مثل (مبانی نظری هنر ،آغازی بریک پایان ،آینه جادو ،حلزون های خانه به دوش و شهری در آسمان )و نوشته های دیگر همه خواندنی  ودر س اموختنی اند ،روحش قرین اولیاء الهی و امید که نظر ملکوتیش شامل حال ما خاک نشینان گردد






تاریخ : دوشنبه 97/1/20 | 2:3 صبح | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

قبل از انقلاب اسلامی عالمان حوزوی روشن بین و روشنفکران مسلمان دانشگاهی به نقد واصلاح همزمان دو فکر مخرب در جامعه می پرداختند از سویی غرب زدگی را نفی و نقد می کردند تفکری که اصالت اولی واساسی را  به اندیشه غربی  از جنس سوسیالیسم  یا  لیبرالیسم  می داد و از سوی دیگر تحجر به نام دین را نیر بر نمی تافتند وبه مقابله فکری وقلمی با آن می پرداختند ودو متفکر ومصلح برجسته استاد مطهری ودکتر شریعتی دو نماد برجسته در مبارزه فکری با تحجر و غرب زدگی قبل از انقلاب هستند  البته کسان دیگری چون مهندس بازرگان ودکتر بهشتی و آیت الله مکارم شیرازی و علامه جعفری وبرخی دیگر از بزرگان  نیز دراین مسیر تلاش می کردند 


اما متاسفانه بعد از انقلاب خصوصا از دهه هفتاد به بعد این نقد  یک سویه شد ونوک تیز مخالفت وانتقادها بیشتر به سمت غرب زدگی رفت و این امر در مواردی چنان شدت گرفت که به عقل ستیزی نیز  منجر شد ودراین فضا فکر متحجرانه فارغ البال به رشد وتوسعه و نفوذ فکری  وسیاسی  پرداخت و حتی در  رسیدن  به ارکان مهم قدرت وتصمیم گیری موفق شد مسلکی که عقل وداوری آن را قبول ندارد ویا به شدت تضعیف می کند و جریانی  که فهم دقیق ودرستی از جهان جدید ندارد وانسان وحقوق فطری او را نمی پذیرد وبدتر از همه همه چیز را در گذشته دنبال می‌کند ‌و از آورده های جدید انسان غفلتی متعمدانه می و‌رزد 


این جریان در دهه های اخیر براحتی نضج ورشد یافته است وریشه بسیاری از بحران های فرهنگی وسیاسی نیز در سالهای اخیر به قدرت گیری همین جریان بازگشت دارد که می کوشد فهم تنگ ومتحجرانه خودرا بر کشور و نظام تحمیل کند وبه تبع از سوی روشنفکران وعالمان متعهد و  اکثریت مردم مورد نفی قرار می گیردو  این کشاکش  وتقابل بحران آفرین شده است 

 موضوع دیگر که مساله را حاد ساخته است تصور نادرست عده ای از اسلامی سازی علم واجتماع است ‌که در این تصور ناصواب اسلامی کردن با نوعی ار تجاع و عقب گرد وپیشینه سازی های قلابی برای برخی علوم وفنون  صورت می گیرد ونمونه به روز آن سخن از  موضوعی به نام طب اسلامی است که  در سالهای اخیر مورد نقد و  اعتراض عالمان آگاه حوزوی مثل استاد فاطمی نیا واستاد کاظم  طباطبایی قرار گرفت واین بزرگان اعلام کردند که ما در احادیث حجم قابل اعتناء  و معتبری که بتوان از آن طب اسلامی را استخراج کنیم را  نداریم و آنچه مطرح است اگرهم باشد  طب سنتی است نه اسلامی و موضع گیری اخیر آیت الله مکارم شیرازی و نفی پدیده ای به نام طب اسلامی درهمین راستا از اهمیت بیشتری برخوردار است ایشان دراین باره گفتند :چیزی به نام طب اسلامی نداریم و عده ای با یک مشت خرافات هم به اسلام وهم طب سنتی  ضربه می زنند (سایت خبری انتخاب )


 این سخنان مصلحانه  انتظاری که جامعه فرهنگی و  روشنفکر مسلمان ومتعهد از عالمان آگاه  دینی داشت را پاسخ گفت وامید که این حرکت در سایر حوزه ها وساحات نیز صورت پذیرد و بزرگان حوزوی همان اندازه که دربرابر هجوم غرب زدگی حساس هستند در بسط و نفوذ تحجر در اشکال مختلف آن حساسیت به خرج دهند چرا که عواقب سوء و ویرانگر  سلطه فکر وسلوک متحجرانه اگر از غرب زدگی بیشتر نباشد کمتر نیست






تاریخ : پنج شنبه 97/1/16 | 6:13 عصر | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()

این شبها سریال پایتخت از سیمای جمهوری اسلامی پخش می شود که سیر وسیاحت وخوش گذرانی عده ای ایرانی را در ترکیه به تصویر می کشد که البته هیچ نسبتی با سری های قبلی این سریال ندارد که بر محوریت خانواده متوسط ایرانی با اصالت ها وسادگی هایش استوار بود

در سری جدید پایتخت به جای تهران یا مازندران وایران ،ترکیه وشهرهایش محور کار وتبلیغ است والبته  به تبع فرهنگ سکولار آنجا  ،موسیقی ترک ،زنان بی حجاب ترک و ایضا زنان  بی حجاب ایرانی مهاجر و مردان شلوارک پوش خارجی  و بدتر از همه امری  که بنیان سریال را ویران کرده و آن فاصله گرفتن از سادگی و اصالت مردمی  سری های قبلی ودر مقابل تبلیغ اشرافیت وتصویر انواع خوردنی وخوردن ها و تفریحات اشرافی  در منظر مردمی که  اغلب وضعیت اقتصادی مناسبی ندارند واز تامین ضروریات زندگی نیز عاجزند و...

جالب این که دومدعی بزرگ ارزش ها یعنی صداوسیما ورسانه اوج متعلق به نهادی انقلابی و نظامی ،سرمایه گزار و تهیه کننده این سریال هستند واین یعنی گویا برخی از عناوین محلل محرمات مذهبی وسیاسی است ! واین یعنی ادعا مهم تر از عمل واعتقاد است! واین یعنی گویا  برای عده ای درداخل دفاع از ارزش ها واصالت ها شعار فریب کارانه ای بیش نیست! واین یعنی هدف وسیله را توجبه می کند !و می توان برای اهداف به ظاهر وبه ادعا مقدس راه های بسیار نامقدس و آلوده را رفت وپیمود!

 واین یعنی درد اصلی جامعه  ریا کاری ونفاق مدعیان ارزشهاست واین یعنی توبه فرمایان خود توبه کمتر  می کنند واگر برخی در داخل در اجرای احکام ارزشی جبهه می گیرند یک علت مهم همین است که از  مدعیان ریا کاری بسیار دیده اند ونمونه به روزش همین سریال است که متاسفانه امسال خوش نامی سابق خودرا قربانی سیاست وسرمایه کرد وسرمایه مردمی خودرا به ثمن بخسی فروخت 

وبه راستی چنین سریالی اگر بودجه  وحمایتی  غیر از صداوسیما وآن نهاد دیگر را در پشت داشت تریبون های مدعی ارزش وانقلاب فریادهای بلند واسلاما و وانقلابا سر نمیدادند؟ و بالاخره آیا نباید در کشف و درمان معضلات اجتماعی عمیق تر دید ؟واول ریا ونفاق وامثال آن را باید دید ودرمان کرد ؟






تاریخ : سه شنبه 97/1/14 | 2:39 عصر | نویسنده : مرتضی زارعی | نظرات ()
   1   2   3   4   5   >>   >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By SlideTheme :.